فكر مي كنيد موضوعات زير چقد اخلاقين!!! (نظر خواهی)

سلام

اخلاقی یا غیر اخلاقی! ؟؟

با توجه به اینکه نظرات بازدیدکنندگان برای برامون بسیار مهم می باشد ما تصمیم گرفتیم یک نظرسنجی در وبلاگ قرار بدیم و نظر شما عزیزان رو در مورد مطالب زیر جویا بشیم:

 

۱. اهداي عضو  افراد اعدامي

شاید تا حالا خیلی از شما شنیده باشید که بیمارستان های چین برای رفع کمبود اعضای پیوندی از اعضای بدن افراد محکوم به اعدام استفاده می کنند! یا فیلم پرونده پل مدیریت که در مورد اهدای عضو هستش رو دیده باشید. هرچند که از نظر شرعی هم اهدای عضو افراد اعدامی آزاد میباشد از شما عزیزان می خواهیم که نظر خودتونو در مورد شرایط اخلاقی یا غیر اخلاقی بودن این عمل بنویسید.

۲. اتانازي

اتانازی یکی از مواردی است که از نظر حقوق پزشکی از اهمیت زیادی برخوردار میباشد که برخی به آن قتل ترحم آمیز میگویند یا در معنی لغوی خود مرگ خوب! و آن شرایطی است که بیمار بنا به درخواست خودش به صورت طبیعی و آرام بمیرد. که نه تنها در ایران بلکه در اکثر کشور های دنیا غیر قانونی می باشد البته بعضی ها در شرایط خاص قبولش دارند.

۳.استفاده از دانشجو در تيم پزشكي براي بيمار   

این مورد شاید در بیمارستان های آموزشی یکی از مهمترین بحث های اخلاقی می باشد که بیمار یا آموزش دانشجو؟ که البته با مدیریت کافی میتوان به راحتی مشکلات استفاده دانشجو در تیم پزشکی را حل کرد به گونه ای که هم دانشجو آموزش کامل را ببیند هم بیمار به سلامتی خود برسد و با توجه به اینکه اکثر بازدیدکنندگان وبلاگ دانشجویان و فارغ التحصیلان علوم پزشکی می باشند مطمئنا می توانند نظرات کارسازی را ارائه دهند.

 

بررسي رعايت اصول اخلاق در پژوهش بر حيوانات آزمايشگاهي به روش كيفي

حال حاضر، حيوانات آزمايشگاهي در روند توليد علم و پيشرفت آن در سراسر دنيا نقش مهمي دارند. با بررسي ميزان مقالات انتشار يافته که در آنها از انواع مدل‌هاي حيواني بهره گرفته شده، اين موضوع آشکار مي‌شود. البته امروز فناوري به کمک پژوهش آمده و اين توانايي را به دانشمندان و پژوهشگران داده که از انواع حيوانات آزمايشگاهي بهره ببرند و بتوانند با ايجاد انواع بيماري‌ها در حيوانات، داروها و واکسن‌ها را روي آنها آزمايش کنند. حتي براي مطالعه شيوه‌هاي نوين جراحي يا تشخيصي نيز مي‌توان از مدل‌هاي حيواني بهره برد، اما از آنجا که درد و رنج حيوانات هميشه مورد توجه گروهي از پژوهشگران بود، از اوايل قرن بيستم با تشکيل گروه‌هاي حامي حيوانات، دانشمندان ملزم شدند که به‌صورتي کنترل‌شده از حيوانات در آزمايش?هاي خود استفاده کنند؛ چرا که اين نکته مورد تاکيد قرار گرفت که حيوانات نيز مانند انسان داراي حس و درجاتي از درک هستند و نبايد مورد رنج و عذاب بيهوده و بي‌رحمانه قرار‌گيرند.

 از اين زمان بود که موضوع توجه به زندگي، نگهداري، حفاظت و رفاه حيوانات آزمايشگاهي خود به‌صورت يک علم مطرح شد و در سال 1959 سه قاعده در مورد استفاده صحيح از حيوانات به‌صورت کاهش تعداد حيوان، جايگزيني حيوان با روشي ديگر و کاهش درد و رنج حيوانات مطرح شد و در کشورهاي مختلف قوانيني براي حمايت از حيوانات مصوب شد. علاوه براين بسياري کشورها، دستورالعمل‌هاي کاملي با عنوان رعايت اصول اخلاقي کار با حيوانات آزمايشگاهي تدوين و منتشر کردند، به اين ترتيب توجه به چگونگي کاربرد حيوانات در مطالعات پژوهشي و حفاظت آنها از عذاب، درد، رنج و رفتار بي‌رحمانه به عنوان مهم‌ترين وظيفه اخلاقي و انساني پژوهشگران مطرح شد و در نتيجه بسياري کشورها آموزش دقيق و برنامه‌ريزي شده‌اي را براي پژوهشگران خود آغاز كردند، زيرا رعايت اصول اخلاقي براي استفاده از حيوانات در پژوهش يکي از مهم‌ترين استانداردهاي اين نوع پژوهش‌هاست و خود چيزي جز نگهداري صحيح حيوانات، تامين نيازهاي زندگي آنها و استفاده از شيوه‌هاي علمي و درست به‌کارگيري حيوان در آزمايشات نيست.

دانلود:بررسي رعايت اصول اخلاق در پژوهش بر حيوانات آزمايشگاهي به روش كيفي

منبع: اخلاق در علوم و فن آوری

اجرای دستورات دارویی توسط پرستاران

يكي از پرستاران متخصص اخلاق مي‌نويسد كه اخلاق در پرستاري با تأكيد بر حمايت بيماران و ارتقاء حقوق آن‌ها شروع شده است.

كلمه پرستاري در ارتباط با انسان‌هاست. موضوع اصلي اين حرفه ارتقاي شخصيت و انسانيت افرادي است كه مراقبت در مورد آن‌ها انجام مي‌شود.

تبديل به يك پرستار خوب شدن تنها وابسته به دانش تئوري و مهارت‌هاي باليني نيست بلكه رشد تجارب اخلاقي در بكارگيري اين دانش و مهارت در يك مسير بر مسئوليت اخلاقي هم لازم است. 

که در مقاله زیر از فصلنامه حیات در مورد بررسی میزان رعایت اخلاق حرفه ای در اجرای دستورات دارویی توسط پرستاران می باشد:

دانلود:بررسی میزان رعایت اخلاق حرفه ای در اجرای دستورات دارویی توسط پرستاران

مقالات اخلاق پزشکی

مقالات اخلاق پزشکی

لینک های زیر چند مقاله و اسلاید در مورد اخلاق پزشکی از دکتر قاسم زاده مدرس اخلاق پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ارومیه می باشد که امیدوارم مورد استفادتون قرار بگیرد.

 

۱.  ethics error

۲. منشور حقوق بیمار

۳. کدهای اخلاقی برای تکنولوژی رادیولوژی

رحم اجاره ای و ابعاد آن!

ناباروري ، بسياري از زوج ها را در سراسر جهان رنج مي دهد. پزشكان در كشورهاي مختلف در تلاش براي درمان ناباروري هستند.روش هاي مختلف درمان ناباروري توانسته بسياري را صاحب فرزند يا اميدوار به آينده در انتظار نگه دارد.يكي از روش ها " رحم اجاره اي " است كه اين روش ابعاد مثبت و منفي را در پي داشته است.

رحم جایگزین روشی است که طی آن بانوی صاحب رحم، جنین فرد دیگری را در رحم خود حمل می‌کند و بر مبنای توافقی که از قبل صورت گرفته است، تعهد می نماید که پس از طی دوران بارداری و زایمان، نوزاد حاصل را به زوجین نابارور تحویل دهد. در این قسمت برآنیم که بدلیل مباحث حقوقی جدی در ارتباط با قراری که بین زوجین گذاشته  می‌شود،  بدین موضوع بپردازیم.

«مادر میانجی بودن» به مفهوم تلقیح مصنوعی در رحم مادری است که حاضر می شود در قبال مقدار معینی پول، جنین زن و مرد دیگری را (متشکل از اسپرم و تخمک آن دو) در رحم خود به رشد و تکامل برساند و پس از تولد نوزاد، سرپرستی او را با حقوق تمام و کمال به والدین جدیدش بسپارد. این در صورتی است که مادر میانجی کوچکترین تاثیر ژنتیکی بر فرزندی که در شکم دارد وارد نمی کند مگر در شرایط بسیار نادری که احتمال رخ دادن آن، یک در ده میلیون در نظر گرفته شده و عموماً صحبتی از آن به میان نمی آید.

تحقیقات نشان می دهد در سال ۲۰۰۳، در حدود ۳ درصد از زنان آمریکا، با مشکل ناباروری مواجه بودند که حتی با به کارگیری پیشرفته ترین تکنیک ها و روش های باروری نیز امکان بچه دار شدن برای آنها وجود نداشت و تنها راه باقی مانده برای این دسته از زنان نابارور آمریکایی، متوسل شدن به مادران میانجی یا همان surrogacy بود.

ابعاد مثبت روش به كارگيري رحم اجاره اي

- كاهش آمار طلاق در كشور و حل مشكلات زوج هاي نابارور

- فرزند صالح از اين روش از لحاظ ژنتيكي تمام خصوصيات والدين صاحب نطفه را دارد و نسبت به روش هاي غيرشرعي و يا فرزند خواندگي ارجحيت دارد.

- اين روش به زناني كه از لحاظ تخمك گذاري مشكلي ندارند و دلايل ديگري براي ناباروري دارند كمك مي كند. از اين رو درصد بالايي از مشكلات ناباروري حل مي شود .

- از نظر روانشناسي و روانپزشكي نيز حدود 15 سال است كه در مورد رحم اجاره اي ارزيابي هايي صورت گرفته ( تا تقريبا" چهارهزار مورد مطالعه شده ) و آسيب هاي احتمالي را كه فرد داوطلب امكان دارد متحمل شود را بررسي كرده اند ، اما هنوز هيچ آسيب مشخصي گزارش نشده است .

- از لحاظ فقهي فرزندي كه در رحم اجاره اي رشد يافته مشروع و قانوني است .

 ابعاد منفی روش بکارگیری رحم اجاره ای

- از لحاظ فرهنگي اين روش هنوز مورد قبول همه مردم واقع نشده و اكثر آنها از اين روش بي اطلاع هستند ، بنابراين ديد مناسبي نسبت به فردي كه رحم اجاره داده مي شود وجود ندارد.

- احتمال انتقال بيماري هايي چون ايدز و هپاتيت و ... از مادر اجاره اي به نوزاد

- احتمال انتقال بيماري از زوج هاي اهداء جنين مانند بيماري هاي عفوني (نظير ايدز ، و هپاتيت و ....) و بيماري هاي ويروسي و ... به جنين و سپس مادر اجاره اي

- اطلاع طفل از اينكه حاصل چنين روند پزشكي است و نوع برخورد وي با اين مسئله

- امكان سوء استفاده هاي مختلف از اين روش از جمله سوء استفاده هاي مالي

- نارضايي اطرافيان به خصوص فرزندان و همسران افراد " داوطلب رحم اجاره اي "

- از لحاظ حقوقي و قانوني هنوز مشكلاتي در اعمال اين روش وجود دارد.

شرايط تعيين شده در قانون اهداي جنين به زنان نازا به اين شرح است :

الف : زوجين بنا به گواهي معتبر پزشكي ، امكان بچه دار شدن نداشته باشند و زوجه استعداد دريافت جنين را داشته باشد.

ب : زوجين داراي صلاحيت اخلاقي باشند .

ج: هيچ يك از زوجين مهجور نباشند .

د : هيچ يك از زوجين مبتلا به بيماري صعب العلاج نباشند .

ه : هيچ يك از زوجين معتاد به مواد مخدر نباشند .

و : زوجين بايستي تابعيت ايران را داشته باشند .

ماده 3 ) وظايف و تكاليف زوجين اهداء گيرنده جنين و طفل متولد شده از لحاظ نگهداري و تربيت و نفقه و احترام نظير وظايف و تكاليف اولاد و پدر و مادر است .

ماده 4 ) بررسي صلاحيت و زوجين متقاضي در محاكم خانواده خارج از نوبت و بدون رعايت تشريفات آيين دادرسي مدني صورت خواهد گرفت و عدم تاييد صلاحيت زوجين قابل تجديد نظر مي باشد .

ماده 5 ) آيين نامه اين قانون توسط وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي با همكاري وزارت دادگستري و تهيه و تصويب هيات وزيران خواهد رسيد .

 

منابع:

1- مادر سفارشي براي يك جنين ، گزار شرق از اجراي قانون اهداي جنين،10/4/85، سال سوم، شماره 796.

2- الهه فراهاني، براي نخستين بار در تاريخ قضايي كشور، قضات دادگاه خانواده به زنان و شوهران نازا اجازه قانوني داد تا براي تولد يك فرزند از يك مادر سفارشي استفاده كنند. ايران،

۳- پایگاه خبری تحلیلی پارسینه ، دربارهٔ «رحم اجاره‌ای» چه می دانید؟

۴-رحم اجاره ای؛ بایدها و نبایدها! گزارش وی‍ژه هیوا از وضعیت رحم اجاره ای در کشور، ۱/۲/۲۰۰۷ 

کپی کردن انسان !!

کپی کردن انسان !!

برطبق كتابهاي مقدس ديني ، آدم اولين انساني بود كه پا به زمين نهاد و همه انسانها را به وجود آورد،در روايات آمده است كه خداوند متعال آدم را در 6 روزآفريد و از روح خود در آن دميد.خداوند انسان ديگري از جنس مخالف براي مصاحبت با آدم(حوا ) را نيز آفريد و به علت اينكه حوا به آدم از ميوه هاي درخت ممنوعه داد خداوند به جهت اين نافرماني آنها را ازدرگاه خود طرد نمود.از اين دو قابيل و هابيل به وجود آمدندو قابيل پس از قتل برادرش در زمره زيانكاران در آمد وپس از مدتي ساير انسانها را نيز به وجود آورد.


معمولاً سال‌ها طول می‌کشد تا نظام‌های مختلف اجتماعی بتوانند خود را با این رهاوردهای نوین بشری وفق دهند. این تأخیر تا حدود زیادی به علت عدم تبیین جوانب مختلف، موضوعات جدیدی برای تصمیم‌گیرندگان و رهبران فکری و سیاسی جامعه است.

امروزه شبیه‌سازی انسان (Human cloning ) یکی از بحث‌برانگیزترین مباحثی است که نه تنها در دنیای علم بلکه در بین تمام اقشار جامعه مطرح است. این دانش با تمام یافته‌های بشری متفاوت است و اگر کوچک‌ترین سهل‌انگاری در شناخت همه جانبه و کاربرد آن صورت گیرد، عواقب بسیار خطرناکی می‌تواند برای بشریت به دنبال داشته باشد.

بی‌شک شبیه‌سازی انسان با مسائل اساسی و در رأس آن با مسائل مرتبط با ماهیت، شخصیت و ارزش آدمی پیوند خورده است. هیچ رویدادی در طول تاریخ حیات بشر، توان چنین تأثیرگذاری‌ای را بر آینده انسان نداشته است که دلایل متعددی هم برای این ادعا وجود دارد.

کتاب دنیای نودلار 600 سال آینده را مجسم می‌کند که فجایع مشابهی از جنگ، رهبران جهانی را متقاعد می‌سازد که نظم نوین بنیادینی را بر دنیا تحمیل کنند. تمام انسان‌ها، حاصل تولید انبوه در کارخانه‌های عظیم جنینی‌اند و کلون شده‌اند تا نظام طبقه‌ای آلفا، بتا، گاما، دلتا و اپسیلون را در انسان به وجود آورند. (کاکو، 1381، ص 360 (با تلخیص))

آیا شخصیت انسان قابل کپی برداری است؟آیا کلون یک فرد جنایتکار نیز جنایتکار خواهد بود؟
در صورت کلون کردن هیتلر آیا مجدداً هیتلر با تمام خصوصیات ظاهری و رفتاری پدیدار خواهد گشت؟ و نظایر آن. برای پاسخ به این پرسش‌ها ابتدا لازم است شخصیت را به طور اجمال تعریف کنیم.

تعریف شخصیت

در رابطه با شخصیت، تعریف واحدی که مورد قبول تمامی روانشناسان و متخصصان دیگر رشته‌های وابسته باشد، وجود ندارد. ما در اینجا به تعریفی که در روانشناسی هیلگارد به عنوان یکی از معتبرترین کتب روانشناسی دنیا آمده است، اشاره می‌کنیم:
شخصیت را می‌توان الگوهای معین و مشخصی از افکار، هیجان‌ها و رفتارها تعریف کرد که سبک شخصی تعامل هر فرد با محیط مادی و اجتماعی را شکل می‌دهند. (آتکینسون، 1383، ج 2؛ 104)

ریموند کتل Raymond Cattel)) (1966;1957) عوامل پایه‌ای شخصیت را به 16 صفت و‌هانس آیزنک (Hans Eysenk) روانشناس انگلیسی این عوامل را به 2 یا 3 صفت تقسیم کرده‌اند، محققان دیگر هر کدام به اعداد دیگری رسیدند اما آنچه که مشخص است این که حتی با روش تحلیلی دقیق نیز نمی‌توان جواب قاطعی به این سئوال داد.

محاسن

پیوند عضو انسان شبیه سازی شده به کسی که از او شبیه سازی شده است، برای طولانی کردن مدت عمر شخص اصلی (ایجاد اندام یدکی).

تداعی و ایجاد خاطره برای بازماندگان شخص اصلی که فوت کرده است.

می توان جفتهای نازا را صاحب فرزند دارای ژنهای مادری یا پدری نمود.

با به کارگیری درست فناوری کلونینگ می توان فعالیت سلولهای آسیب دیده را با تکثیر سلولهای جدید و جایگزین کردن آنها تجدید کرد.

به وجود آوردن انسانهای سالم برای جبران خطرهای ناشی از بیماریهای ارثی نهفته در برخی ترکیبهای جنسی.

تنظیم جنس کودکان و انسانها در آینده.

سایر فوائدی که ذکر کرده اند.

شبیه سازی انسان از نظر اسلام

بحث بلاتکلیفی چنین کودکی به این دلیل، مهم است که اگر شبیه سازی، به تولید انبوه برسد، چنین کودکانی البته باید مثل سایر انسانها حقوقی داشته باشند؛ و گرنه مشکلات فراوانی ایجاد می شود و باید جلوی تولید چنین موجودی را گرفت؛ حتی بعضی فقهای و حقوقدانان که اصل شبیه سازی را حرام نمی دانند (حکم اولی)، به دلیل عوارض سوئی که تولید چنین موجودی در پی خواهد داشت با آن مخالفت می کنند.

منابع:

۱.فصلنامه رواق اندیشه، شماره 37، پورقهرمانی، بابک، کارشناس ارشد حقوق جزا و جرم شناسی، محقق و نویسنده.
۲.ناصر فقیه، پاسخ به شبهات؛ مجله یاس، ش 5؛ جواد خرمی، شبیه سازی انسان، پیامدها و عکس العمل ها، مجله مبلغان، ش

۳. گروه اندیشه همشهری علی محمدی

۴. مقاله تولد دومين انسان شبيه سازی شده مهندس جوانمرد

۵.کانون سندروم دان ایران، ۱۷ دی ۱۳۸۶. بازبینی‌شده در ۱۱ شهریور ۱۳۸۷.

پیر جورجیو ولبی (درگذشتگان به روش انانازی)

متن خبر گروه سلامت همشهری در تاریخ (شنبه 2 دی 1385 ):

بار دیگر، اتانازی

گروه سلامت: بحث اتانازی یا مرگ خودخواسته بیماری که قطع امید کرده و نمی‌تواند درد و رنج بیماری را تحمل کند، چند سالی است که حرف و حدیث‌های زیادی درست کرده و هنوز با وجود مخالفان بسیار زیاد هر از چندگاهی در گوشه‌ای از دنیا یک مورد از آن رخ می‌دهد.

پیرجورجیو ولبی

اخیراً هم یک بیمار ایتالیایی با اقدام به اتانازی جان خود را از دست داد و بار دیگر باعث شد این ماجرا در صدر اخبار پزشکی دنیا قرار گیرد.

اتانازی یا حق نپذیرفتن درمان

هفته گذشته، یک پزشک ایتالیایی به نام دکتر ماریو ریچیو، اعتراف کرد که با جدا کردن دستگاه تنفس مصنوعی از بدن پیرجورجیو ولبی، باعث مرگ این بیمار ایتالیایی شده است.

این بیمار مدتی بود که برای کسب اجازه قانونی برای دریافت حق مردن و توقف درمان‌های حمایتی تلاش می‌کرد، اما درنهایت نتوانست این اجازه را از مراجع قانونی ایتالیا دریافت کند.

به همین  خاطر  دست به دامن پزشکش یعنی دکتر ریچیو شد و توانست او را برای متوقف کردن درمان‌های حمایتی قانع کند. دکتر ریچیو در این باره به خبرگزاری‌ها گفت: «من آقای ولبی را به حق قانونی خود یعنی حق امتناع از پذیرفتن درمان، رساندم. این کار اصلاً به صلاحدید خودم صورت نگرفت و او خودش این کار را از طریق تایپ با کامپیوتر، از من خواست.»

دکتر ریچیو با بیان این‌که این کار اصلاً اتانازی نیست، تاکید کرد: «به ‌زور که نمی‌توان به کسی درمانی را تحمیل کرد. آن هم با وضعی که آقای ولبی داشت. در بیمارستان‌های ایتالیا، معمولاً درمان بیماران با تاخیر انجام می‌شود و این موضوع حتی وجدان کسی را هم ناراحت نمی‌کند. من هم در مورد این بیمار فقط درمان لازم را به تاخیر انداختم.»

سیر شدن از زندگی

پیرجورجیو ولبی 60 ساله، به دلیل نوعی بیماری عضلانی به نام دیستروفی عضلات، از مدت‌ها پیش فلج شده بود و از 6 ماه قبل، با از کار افتادن عضلات تنفسی‌اش دیگر بدون کمک دستگاه تنفس مصنوعی قادر به نفس کشیدن نبود.

تنها راه ارتباطی این بیمار ایتالیایی کامپیوتر مخصوصی بود که از روی حرکات چشم‌هایش منظور او را می‌فهمید.

در هفته‌های اخیر حال پیرجورجیو به حدی رو به وخامت گذاشته بود که تنها می‌توانست با کمک لوله معده تغذیه کند.

با وجود این شرایط، آقای ولبی از مدتی قبل آن‌چنان از زندگی سیر شده بود که از مسیر قانونی تقاضای اجازه توقف درمان‌های حمایتی خود را کرده بود.

ولی علی‌رغم اختیار هر بیماری برای امتناع از پذیرفتن درمان، روز شنبه هفته پیش دستگاه قضایی ایتالیا حکمی داده بود که بر اساس آن پزشکان ملزم به ادامه درمان‌های حمایتی وی بودند.

آقای ولبی در ماه سپتامبر حتی در نامه‌ای به جورجیو ناپولیتانو، رئیس جمهور ایتالیا، از وی تقاضا کرده بود تا به او اجازه دهند تا بمیرد.

پیرجورجیو ولبی (۲۶ دسامبر ۱۹۴۵ – ۲۰ دسامبر ۲۰۰۶) یک شاعر، نقاش و فعال اجتماعی ایتالیایی بود که به خاطر وخامت اوضاع بیماری‌اش اقدام به اتانازی کرد و برای به‌دست آوردن این حق مرگ سه ماه مبارزه کرد. مبارزه او منجر به مباحثات زیادی درباره اتانازی در کشورش شد.

کنفرانس چرایی و چگونگی آموزش اخلاق پزشکی

چرایی و چگونگی آموزش اخلاق پزشکی

لینک زیر ویدیوی سخنرانی پروفسور آلان رابینوو در مورد چگونگی آموزش اخلاق پزشکی می باشد. که زبانش انگلیس است که چند روز دیگه زیر نویسش فیلمو درس میکنیم و در وبلاگ قرار میدیم.

مدت : ۳۷ دقیقه

زبان : انگلیسی

حجم: 59 مگابایت

دانلود : Why and how to teach medical ethics

کلیات اخلاق پزشکی در پژوهش

اسلاید زیر در مورد کلیات اخلاق پزشکی در پژوهش از دکتر حبیب زاده عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ارومیه می باشد.

دانلود:  کلیات مباحث اخلاق

دست نامه اخلاق پزشکی

لینک زیر دانلود دستنامه اخلاق پزشکی تالیف شده در فدراسیون جهانی پزشکی می باشد که به فارسی ترجمه شده است. 

 

مترجمین : دکتر نازافرین قاسم زاده، نریمان سپهروند

دانلود کتاب

ژنتیک واخلاق پزشکی

   دستگاه عدالت کیفری همه روزه با جرایمی مواجه است که نمی تواند هیچ رد و نشانی از مرتکبین آنها بیابد. در دهه گذشته پزشکی قانونی ژنتیک توانسته است با استفاده از روش تحلیل داده های ژنتیکی از یافته های برجای مانده در صحنه جرم، امکان شناسایی بهتر و رسیدگی مطمئن تری را به دست آورد. اما از طرف دیگر جمع آوری و استفاده ناروا از داده ها ممکن است اصول اخلاقی و حقوقی رضایت آگاهانه، احترام به حریم خصوصی فردی و اصل رازداری را خدشه دار سازد.قوانین برخی از کشورها استفاده بدون رضایت آگاهانه از داده ها را به تصویب رسانده اند. برخی انجام این کار را در زمینه تحقیقات جنایی صراحتا غیر قانونی اعلام کرده اند. برخی از کشورها نظیر ایران نیز صراحتی در این باره ندارند.روش کار: با توجه به اهمیت موضوع، با مطالعه کتب و نیز برخی مقالات مرتبط معتبر از سال 1998 به بعد با جستجوی واژه های مرتبط و مشورت با صاحب نظران این نوشتار تهیه شده است.نتیجه گیری: اگرچه هدف نهایی جمع آوری داده های ژنتیکی ارتقا دادرسی است، ولی امکان بروز عواقب منفی یا ناخواسته، منتفی نیست. این امر ممکن است به نقض آزادی فرد و حریم خصوصی یا اعمال تبعیض اجتماعی منجر شود. مطابق اصول اخلاقی و حقوقی استفاده از این گونه داده ها باید با رضایت آگاهانه پژوهش شونده انجام شود و در امر پژوهش بر این داده ها نمی توان به تجسس های ناروا دست زد. از سوی دیگر شاید بتوان گفت، اخذ رضایت آگاهانه از متهمان و مجرمان با توجه به شرایط ارتکاب جرم آنها غیرضروری و بعضا غیرممکن است. اما در این راه نمی توان به افراط گری دست زد و ضروری است اصولی در این رابطه وضع شود

دانلود:   چالش اخلاقی با پزشکی قانونی ژنتیک (نوع: PDF حجم: 145KB)

منابع:  اخلاق در علوم و فن آوری

فرشته مرگ

فرشته مرگ
  • بحث در مورد اصول اخلاقی و قانونی بودن مرگ داوطلبانه (اتانازی) بیشتر در نیمه آخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم مطرح شد.

بحث در مورد اصول اخلاقی و قانونی بودن مرگ داوطلبانه (اتانازی) بیشتر در نیمه آخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم مطرح شد. بسیار قبل‌تر از آن رومی‌ها و یونانیان باستان اعتقاد داشتند که نباید به هر قیمت زندگی را حفظ کرد و براساس همین اعتقاد نسبت به خودکشی افرادی که امیدی به درمان آنان وجود نداشت نرمش نشان می‌دادند...

توماس مور، فیلسوف انگلیسی قرن شانزدهم در تعریف جامعه آرمانی می‌گوید جامعه‌ای آرمانی است که مرگ افرادی که رنجی طاقت‌فرسا از بیماری لاعلاج را تحمل می‌کنند را فراهم سازد، ولی تنها در صد سال اخیر بود که موضوع مرگ داوطلبانه و قانونی شدن آن به صورت جدی مطرح شد. با وجود آنکه سال‌هاست مساله کمک به خودکشی تحت شرایط خاص در سوییس صورت قانونی به خود گرفته است، هنوز تا همین اواخر در هیچ کشوری قانون (اتانازی) تصویب نشده بود. در دهه ۱۹۷۰ و ۸۰ قرن بیستم برخی دادگاه‌ها در هلند احکامی صادر کردند که براساس آن هیچ پزشکی به دلیل کمک به مرگ داوطلبانه بیماران تحت تعقیب قانونی قرار نگیرد (گریفیت ۱۹۹۸) و شرایطی تصویب شد که پزشک در صورت احراز آنها بتواند به افرادی که امید به بهبود و کاهش رنج غیرقابل تحمل آنها وجود ندارد و با آگاهی و تصمیم فردی و مشورت با پزشکان دیگر مایل به پایان داوطلبانه حیات رنج‌آور خود هستند، کمک کند. اکنون گره مساله در تعریف داوطلبانه (Voluntary) خودکشی است. به معنی اینکه فرد برای تصمیم به پایان حیات خود و تقاضای قانونی برای آن توان ذهنی کافی داشته باشد. اگر فرد نتواند تمایل صریح به پایان حیات خود را اعلام کند و یا توان ذهنی کافی برای تجزیه و تحلیل این تصمیم را نداشته باشد با هر وضعیت دردناکی هیچ مقام دیگری نمی‌تواند در جای قضاوت و تصمیم‌گیری قرار گیرد. پس از سال‌ها بحث و بررسی و به خصوص با در نظر گرفتن اصول اخلاقی که در مورد (اتانازی) بسیار مهم تلقی می‌شوند شرایطی برای آن تعریف شده است.

پس از احراز این شرایط مسوولان باید اجازه رسمی، قانونی و پزشکی برای کمک به خودکشی بیمار را صادر کنند. طرفداران اتانازی عقیده دارند این شرایط به حدی محدود است که بسیاری موارد از آن مستثنا می‌شوند و براساس قانون، تنها بیماران مبتلا به بیماری‌های کشنده می‌توانند کاندید مرگ داوطلبانه شوند و آنان که بر اثر تصادف دارای نارسایی‌های جدی مزمن هستند و یا بیمارانی که در مراحل اولیه آلزایمر هستند شامل این پنج اصل اولیه نمی‌شوند. با این حال معترضین به محدودیت شرایط معتقدند حتی با وجود این پنج اصل، کمک به بیماران مبتلا به بیماری‌های کشنده داوطلب اتانازی آسان نیست. در مورد شرط دوم به صورت طبیعی و براساس یافته‌های پزشکی زمان احتمالی مرگ اکثریت بیماران را به طور تقریب می‌توان پیش‌بینی کرد، ولی به گزارش خبرنگاران جنجالی در مورد بهبود معجزه‌آسای بیماران در معرض مرگ چه‌قدر می‌توان تکیه کرد؟ آیا واقعا به دلیل اعتقاد به معجزه الهی مرگ داوطلبانه افرادی که ادامه حیات دردناک خود را نمی‌توانند تحمل کنند را می‌توان به تاخیر انداخت؟ بسیاری که شرط سوم را محدود کننده می‌دانند می‌گویند تنها درد غیرقابل تحمل نباید مجوز انجام اتانازی باشد. به عنوان مثال در کشور هلند قانون‌گذاران اعتقاد دارند علاوه بر درد وابستگی دایمی افراد برای ادامه حیات به دیگران یا وسایل پزشکی نیز از شرایط انجام اتانازی است. طرفداران این نظریه می‌گویند شاید بتوان با استفاده از دارو یا روش‌های دیگر درد بیماران محتضر را به نوعی تسکین داد، ولی گاهی عوارض جانبی بیماری حتی بیش از درد حیات بیمار را غیرقابل تحمل و کیفیت حیات را دگرگون می‌کند.

 

ملاحظات اخلاقی مرگ داوطلبانه

مساله مهم در مباحثات اخلاقی اتانازی احترام به تقاضا، استقلال فردی و انتخاب افراد تا وقتی که این انتخاب ضرری برای دیگران نداشته باشد، است. این حرمت بخش ارتباطی مستقیم با دارا بودن صلاحیت و توان فکری افراد دارد. مردم در مورد مهم‌ترین تصمیم زندگی‌شان یعنی تصمیم در مورد قطع یا ادامه حیات باید طبق اعتقادات و تفکرات خاص خود تصمیم بگیرند. در بحث درباره استقلال یا تصمیم فردی طرفداران اتانازی عقیده دارند از آنجا که مرگ، بخشی از پروسه حیات است فرد خودآگاهانه مسوولیت ادامه و یا زمان خاتمه آن را باید انتخاب کند. بسیاری از افرادی که به مرگ داوطلبانه فکر می‌کنند تنها نگران درد غیرقابل تحمل یا ترس از مراحل آخر زندگی نیستند. آنان به عزت نفسی می‌اندیشند که در تمام طول حیات با آنان بوده است و می‌خواهند تا آخرین دم آن را حفظ کنند. مداخله ابزارهای پیشرفته برای ادامه حیات گرچه دلگرم‌کننده و امیدبخش است، گاه باعث ادامه زندگی می‌شود که با از دست دادن توان فیزیکی و هوش و آگاهی بیمار غیرانسانی است. برای این سوال که چه موقع افراد به این مرحله می‌رسند، هیچ پاسخ روشنی وجود ندارد. مخالفین مرگ داوطلبانه گروه‌های مختلفی هستند. برخی از آنها اعتقاد به بررسی بیشتر شرایط قانونی کردن اتانازی دارند و اصل مساله را به نوعی قبول کرده‌اند. برخی دیگر که بیشتر دولت‌های مذهبی از این دسته هستند طرح مساله را از نظر مذهبی و اخلاقی غیرقابل قبول می‌دانند.

۱) در اعتراض به یکی از علل اتانازی که درد طاقت‌فرسا است مخالفین عقیده دارند با توجه به پیشرفت‌ داروها و روش‌های دیگر پزشکی تسکین درد، این دلیل هر روز کم‌رنگ‌تر می‌شود.

۲) هرگز نمی‌توان به طور قطعی قضاوت کرد که تصمیم فرد برای پایان زندگی آگاهانه، پایدار و با استفاده از تمام صلاحیت و توان مغزی بوده است.

۳) در یک بحث فلسفی و با تعبیر اصل سنتی (نظریه تاثیر و تاثر دوگانه) تنها در صورتی می‌توان یک عمل بد را مجاز دانست که الف) عوارض جانبی آن مستقیما به حصول نتیجه کمک کند. ب) عمل از نظر اصول اخلاقی خوب یا حداقل خنثی باشد. بر اساس این اصل فلسفی مثلا می‌توان برای بیماری که درد مهلک دارد با وجود عوارض جانبی درازمدت مورفین تزریق کرد ولی نمی‌توان با تجویز بیش از اندازه همین دارو باعث مرگ آنی بیمار شد.

۴) برخی عقیده دارند انجام مرگ داوطلبانه غیرفعال که در آن توقف دستگاه‌هایی که باعث طولانی‌تر شدن حیات بیمار هستند، باعث مرگ می‌شود، از نظر اصول اخلاقی قابل قبول است، چون این در واقع بدن و ذهن بیمار نیست که باعث دوام حیات می‌شود، ولی شکل فعال آن که بیمار هوشیار و زنده است به دلیل انجام عمل قتل از نظر مذهبی و اخلاقی قابل قبول نیست.

۵) جهان به خصوص جهان غرب که هنوز قانون دردناک و خشن امحای اجباری و غیرداوطلبانه رژیم آلمان نازی را در خاطر دارد به شدت از تسری شکل محدود و داوطلبانه و مشروط اوتونازی به صورت محو اجباری سالمندان، بیماران لاعلاج و یا آنچه در رژیم‌های نژادپرست افراد نژادپست می‌تواند تلقی گردد در هراس است.

 

● سوال این است که آیا در موارد زیر می‌توان اتانازی کرد؟

▪ ابتلای قطعی به بیماری کشنده.

▪ احتمال کشف راهی برای بهبود یا درمان بیماری در زمان باقی‌مانده حیات بیمار وجود نداشته باشد.

▪ رنج بردن از درد غیرقابل تحمل و یا وقتی که امکان ادامه حیات در شرایط شاق بدون وابستگی به دیگران یا دستگاه‌های کمک‌کننده وجود نداشته باشد.

▪ خواست پایدار، داوطلبانه و آگاهانه برای مردن (با آگاهی از تحلیل توان ذهنی و عقلی به صراحت این تصمیم را بازگو کرده باشد.)

▪ بدون کمک دیگران قادر به پایان حیات خود نباشد.

 

منبع:

Stanford encyclopedia of philosophy (sep)i

مترجم: مرجان یشایائی

 

انتقال بیمار از بیمارستان به مطب !!

 انتقال بیمار از بیمارستان به مطب

نارضايتي مردم از بيمارستان‌ها، مراكز درماني و برخورد‌هاي ناشايست برخي از پزشكان با بيماران، از معضلات ريشه‌اي و اساسي نظام بهداشت و درمان كشور است و اين در حالي است كه رضايت بيماران يكي از شاخص‌هاي مهم كيفيت مراقبت از آنان محسوب مي‌شود.

همانطور که در ویدیو زیر میبینید متأسفانه در جامعه دیده می‌شود هنگامی که بیمار به بیمارستان مراجعه می کند ،  بعضی از پزشکان جهت دریافت وجه از بیمار ، او را به مطب می‌کشانند!! :

فرمت wmv - به مدت 01:41  

لینک دانلود :

 

 سرور اول

سرور دوم 

 

اخلاق پزشکی مهمترین بخش آموزش

درنشست آموزش بالینی بررسی شد؛

مهمترین دغدغه 2 دانشگاه پزشکی آمریکا/ اخلاق پزشکی مهمترین بخش آموزش

اساتید دانشگاههای پزشکی آمریکا با تأکید بر رعایت اخلاق پزشکی در آموزش پزشکی مهمترین چالشها و دغدغه های آموزش پزشکی را در 2 دانشگاه مهم آمریکا بررسی کردند.

به گزارش خبرنگار مهر، دکتر علی امین لاری - استاد دانشگاه پنسیلوانیا و دکتر اصغر رستگار استاد دانشگاه ییل از کشور آمریکا و دکتر محمدرضا فرتوک زاده معاون آموزشی دانشکده طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی تهران در نشست تجربیات دانشگاههای داخل و خارج از کشور درباره آموزش بالینی شرکت کردند.

دکتر اصغر رستگار استاد دانشگاه ییل از کشور آمریکا و متخصص نفرولوژی با اشاره به شیوه های آموزش بالینی در این دانشگاه گفت: دانشکده پزشکی ییل 200 سال قدمت دارد و بودجه های عظیم برای آموزش و پژوهش برای بدست گرفتن رهبری طب در آمریکا صرف می شود.

وی با اشاره به تغییراتی که در نحوه آموزش بالینی در این دانشگاه طی چند دهه رخ داد، گفت: سئوالی که از سال 2010 مطرح شده این است که پزشک به چه آموزشی نیاز دارد که بتواند از بیمارش به بهترین نحو مراقبت کند زیرا بیماریها آنقدر پیچیده شده که نیازمند آموزش درست متخصص است.

رستگار اضافه کرد: در این دانشگاه، دانشجو رد نمی شود و مورد رتبه بندی قرار نمی گیرد و برابری میان استاد و دانشجو برقرار است. در واقع چارچوب آموزش بالینی این است که برای یادگیری مراقبت از بیمار راهی جز مراقبت از بیمار نیست.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به وظایف یک دانشگاه در آموزش بالینی و سلامت مردم گفت: دانشگاه باید جامعه نگر باشد و هزینه ای که مردم برای آموزش دانشجو می دهند را به درستی پاسخ دهد و در عین حال علم جدید را نیز پیش ببرد. این موضوع که دانشگاه پزشکی باید همه رسالت خود را در درمان یا آموزش ببیند یا خیر چالش عمده دانشگاههای پزشکی دنیاست.

استاد دانشگاه ییل آمریکا اضافه کرد: ما در دانشگاه سه نوع استاد ‌آموزشی، پِژوهشی و درمانی داریم که ارزیابی آنها برای ارتقاء هم با روشهای خاص همان سطح انجام می گیرد.

وی همچنین درباره رعایت اخلاق پزشکی در سطح دانشگاههای پزشکی آمریکا خاطرنشان کرد: من خود به عنوان استاد معیارهایی را برای رد یک دانشجو درنظر می گیرم که مهمترین معیار آن رعایت اخلاق حرفه ای و اخلاق پزشکی از سوی دانشجو است.

رستگار گفت: مسئولیت من به عنوان استاد این است که دانشجو را به گونه ای تربیت کنم که پس از پایان تحصیل خودم را به جای بیمار وی تصور کنم و ببینم می توانم نزدیکانم را به عنوان بیمار تحت درمان این فرد بگذارم. در این صورت است که به مسئولیت خود عمل کرده ام.

استاد دانشگاه ییل آمریکا یادآور شد: درست است که آمریکا از نظر آموزشی در رتبه اول دنیا قرار دارد اما در همین کشور نیز بیش از 47 میلیون نفر بیمه درمانی ندارند و هزینه زیادی صرف موضوع درمان می شود. در عین حال ما در ایران شبکه درمانی خوبی داریم و باید تلاش کنیم که تلفیق درمان و آموزش را به یک حد متعادل برسانیم.

دکتر علی امین لاری - چشم پزشک و استاد دانشگاه پنسیلوانیا نیز در ادامه این نشست پس از تشریح نحوه آموزش بالینی به دانشجویان رشته چشم پزشکی گفت: در سال 2000 میلادی تغییراتی در آموزش بالینی صورت گرفت که موجب شد دانشجویان پزشکی در حوزه چشم پزشکی آموزش نبینند که این موضوع میزان انتخاب تخصص چشم پزشکی را از سوی آنها کاهش داد.

وی افزود: در سال 2006 ما گروهی با کمک سایر چشم پزشکان تشکیل دادیم که بتواند سطح مناسبی از آموزش چشم پزشکی را به دانشجویان پزشکی ارائه کند چرا که ما معتقد هستیم که هر پزشکی باید تا حد قابل قبولی از چشم پزشکی بداند. ما در برنامه آموزشی خود برنامه معاینه افراد بی بضاعت از سوی دانشجویان را در محله های فقیرنشین داریم که دانشجو را بیشتر با مسائل آشنا می کند.

امین لاری درباره رعایت اخلاق پزشکی در آموزش بالینی غربی گفت: اخلاق پزشکی مهمترین بخش یک آموزش است و همه موظف هستند که به بیمار به چشم یک انسان نگاه کنیم و هیچ عذری برای بدرفتاری با بیمار پذیرفته نیست.

در این نشست دکتر محمدرضا فرتوک زاده معاون آموزشی دانشکده طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی تهران با اشاره به ادغام آموزش و خدمات در ایران گفت: همه دنیا علاقه مند هستند به نحوی آموزش با نظام سلامت تعامل داشته باشد و این موضوع در ایران تحقق پیوسته است.

وی افزود: معتقدم گروه های آموزشی در دانشگاههای علوم پزشکی باید در حفظ و ارتقای سلامت مردم نقش خود را ایفا کنند چرا که تا زمانی که گروه آموزشی در سلامت مردم وارد نشود نمی تواند ادعا کند که برای مردم کار می کند.

فرتوک زاده یادآور شد: گروه آموزشی می تواند موضوع سطح بندی اعضای هیات علمی در آموزش، درمان و پژوهش را مدیریت کند

 منبع: خبرگزاری مهر

اخلاق پزشکي در رشته بيهوشي قلب

اخلاق پزشکي در رشته بيهوشي قلب

زمينه و هدف: از آنجا که اخلاق پزشکي که در علوم جديد به آن پرداخته مي شود غالبا نشات گرفته از اصول حاکم بر فرهنگ و تمدن غرب مي باشد ممکن است بعضي از مفاهيم آن همخواني لازم را به مباني فرهنگي جامعه ما نداشته باشد و ضرورت دارد انديشمندان در ايران بر روي اين موضوعات بازنگري داشته باشند. در اين راستا در گام نخست بايد به فلسفه اخلاق پزشکي پرداخت و بر اساس آن ابعاد مختلف امور درمان را مورد ارزيابي قرار داد.


روش بررسي: روش تحقيق اين مطالعه، روش تحقيق کيفي از نوع کاربردي- تبييني است. در اين مقاله سعي شده با استفاده از کتب و مقالات مختلف در زمينه اخلاق پزشکي، بيهوشي قلب، جهان بيني و ايدئولوژي اسلامي موضوعات مورد نظر بررسي و تبيين گردند.
يافته ها: تبيين برخي موضوعات شامل فلسفه اخلاق پزشکي از ديدگاه فرهنگ اسلامي، لزوم تعامل بين متخصصين پزشکي کشور و علما اسلامي جهت حل موضوعات جديد اخلاق پزشکي و روشن شدن برخي ملاحظات اخلاقي در مراحل مختلف بيهوشي قلب اعم از قبل، ضمن و بعد از اعمال جراحي قلب.
نتيجه گيري: بحث پيرامون تبيين ابعاد نظري اخلاق پزشکي در رشته هاي مختلف پزشکي با توجه به حاکميت فرهنگ اسلامي در کشور، بمنظور ارتقا کيفيت ارايه خدمات درماني و کمک به رشد شخصيت انساني پزشکان ضروري بنظر مي رسد.

دانلود متن کامل: 

منبع : گروه هوشبری اهواز

آنی ام خی شمیت (درگذشتگان به روش آتانازی)

آنی ام خی شمیت شاعر و نویسنده هلندی است. گرچه بیشتر آثار وی برای کودکان است اما برای بزرگسالان نیز، شعر و قصه نوشته و زبان هلندی را آراسته است.


نسل گذشته با داستانهای آنی ام خی شمیت خو گرفته و امروز نیز کودکان نوشته‌های وی را می پسندند. او ابتدا به کتابداری و سپس روزنامه نگاری روی آورد و در روزنامه «هت پارول» Het Parool هلند کار کرد.
بعدها شعر و قصه و ترانه و فیلمنامه و نمایشنامه نوشت.
داستان «خانواده دورس‌نی» را برای رادیو نوشت (De Familie Doorsnee)، که از سال ۱۹۵۲ تا ۱۹۵۸ ادامه داشت. از سال ۱۹۵۷ «پانسیون بی‌خانمان ها» را هم که موزیکال کمدی بود برای تلویزیون نوشت.
برنامه تلویزیونی Ja Zuster Nee Zuster را هم که بسیار موفقیت‌آمیز بود، آنی شمیت می‌نوشت.
«ییپ و یانه‌که» Jip en Janneke، یکی از آثار اوست که توسط سیمین رفعتی، به فارسی ترجمه شده است.
دیگر آثار وی عبارت است از:
مینوس (فیلمنامه) Minoes، پلوک فان ده‌پتر فه‌لِت Pluk van de Petteflet، اوچه Otje، پیپ‌لاله، زیزو...از جمله آثار اوست.
در اواخر عمر ناتوان و نابینا شده بود و شاید همین عامل او را به این فکر انداخت که به اصطلاح «مرگ خوب» اوتانازی Euthanasia را برگزیند.

 

گفته می‌شود در پایان جشن تولدش وقتی مهمانان رفتند با مصرف قرصهای زیاد و کشنده، در ۸۴ سالگی به زندگی خود پایان داد و مردم هلند را با بهت و ناباوری به خاطر این مرگ خودخواسته، روبرو کرد.
از برخی آثار وی فیلم و نمایشنامه و ترانه ساخته اند و کتب وی به زبانهای دیگر هم ترجمه شده است.
در موزه مادام تسو در آمستردام، تندیسی از او هست که سیگار به دست دارد و کتابی هم روی زانوان اوست و به دوردستها می نگرد.
آنی ام خی شمیت ...برای ادبیات کودکان جوایز زیادی (از جمله جایزه هانس کریستین آندرسن) را گرفته و آثارش به بیشتر زبانها ترجمه شده است.
با سیمای آرام خود در خاطره مردم هلند باقی است.
همه مردم در هلند حداقل یک کتاب از او خوانده و همه کودکان نام وی را شنیده‌اند و ترانه هایش را دوست دارند.
فرهنگ‌ورزان هلندی او را مشهورترین نویسنده کشورشان و ملکه واقعی هلند می‌دانند.

منبع: ویکی پدیا

کدهای اخلاقی برای تکنولوژیست رادیولوژی

 کدهای اخلاقی برای تکنولوژیست رادیولوژی
 
 
 •کارشناس رادیولوژی به صورت حرفه ای رفتار می کند، به نیازهای بیماران پاسخ  دهد، از همکاران خود حمایت کرده و با آن ها در بهبود کیفیت شرایط مراقبت از بیمار، همکاری  کند.
 
•کارشناس رادیولوژی برای ارتقا هدف اصلی حرفه خود که همانا خدمت رسانی برای بیمار با احترام به شأن انسانی وی است، اقدام  کند.

 •کارشناس رادیولوژی باید بدون توجه به موارد مختلف از قبیل: طبیعت بیماری یا ناهنجاری و بدون تبعیض قایل شدن بر اساس جنس، نژاد، عقیده، مذهب یا وضعیت اجتماعی- اقتصادی به ارائه خدمات بپردازد.

•کارشناس رادیولوژی باید با به روز کردن دانش خود در زمینه شغلی خویش، روش های جدید را جایگزین روش های قدیمی نموده و از ابزارهای جدید نسبت به اجرای فرآیندهای مربوط به پروسه تشخیص، استفاده نماید.

•کارشناس رادیولوژی می بایست نسبت به تشخیص شرایط همت گمارد، مراقبت از بیمار را تمرین کند، مسئولیت لازم برای یک تصمیم حرفه ای را بپذیرد و مناسب ترین کار را که به نفع بیمار است، انجام دهد.
 
•کارشناس رادیولوژی همانند یک مأمور از طریق مشاهده و ارتباط با بیمار، اطلاعات مناسب را بدست آورد و از این طریق به پزشک در پروسه تشخیصی و درمانی کمک کند.

•کارشناس رادیولوژی با استفاده از تجهیزات و ابزارهای لازم و نیز نکنیک های صحیح، میزان تابش به بیمار را کاهش داده و نیز از تابش های غیر ضرور به خود، بیمار و افراد دیگر جلوگیری به عمل  آورد.

•کارشناس رادیولوژی، رفتارهای اخلاقی متناسب با حرفه اش را انجام  دهد و از حقوق بیمار در مراقبت کیفی در طول پروسه تصویربرداری، دفاع  کند.( تکنولوژیست رادیولوژی، رفتارهای اخلاقی مناسب حرفه اش را تمرین  کند)
 
•کارشناس رادیولوژی به اصل رازداری بیمار احترام می گذارد و از آشکار کردم اطلاعات شخصی بیمار مگر در مواردی که قانون درخواست کند و یا صلاح فردی یا جمعی در میان باشد، خودداری کند.
 
•کارشناس رادیولوژی در محاذات انجام مسئولیت خویش به صورت ادامه دار نسبت به افزایش میزان اطلاعات و به روز کردن دانسته های عملی و علمی خود همت گمارد.

حقوق بیمار در اتاق عمل

باتوجه به مطالب ارایه شده درمقاله،راهنمای اخلاقی درخصوص رعایت تعهدات حرفه ای دراتاق عمل به شرح زیرپیشنهادمیگردد:

 

این حق بیماراست که هنگام پذیرش دراتاق عمل بامنشورحقوق بیماردراتاق عمل آشناشود.

این حق بیماراست که درصورت تمایل قبل ازعمل با محیط اتاق عمل آشنا شود.

این حق بیماراست که درباره ی روشهای مختلف جراحی موجود برای درمان بیماریش ازپزشک مربوطه توضیح بخواهد.

این حق بیماراست که شیوه ی جراحی وبیهوشی خودراباتوجه به مزایاومعایب هرروش انتخاب نماید.

این حق بیماراست درموردهرگونه اقدام اعم ازبیوپسی،نمونه برداری یاهرگونه استفاده ازاجزای بدنش که به منظورپژوهش یاآزمایش انجام میگیرد،قبل ازعمل اطلاع یافته ورضایت آگاهانه ای بدین منظورازوی گرفته شود

این حق بیماراست که جراح،متخصص بیهوشی،انترن،رزیدنت،دانشجووپرسنل حاضردراتاق عمل راشناخته ورتبه ی علمی هریک رابداند.

این حق بیماراست که درحین انتقالش به اتاق عمل پوشش اسلامی وشان ومقامان سانیوی حفظ شود

این حق بیماراست که وقت اوارزشمند شمرده شودوباتوجه به اضطرابی که دارد ساعتها قبل ازعمل به اتاق عمل فراخوانده نشود

این حق بیماراست که معاینها وتنها درصور ت ضرورت ودر داخل اتاق عمل وباحفظ حریم مخصوصی انجام گیرد

این حق بیماراست که پوشش اسلامی اوقبل،حین وبعدازعمل حفظ شود

این حق بیماراست که قبل ازدرپ کردن،جنس مخالف دراتاق حضورنداشته باشد

 این حق بیمارست که تطبیق جنسیتی با تکنسین اتاق عمل درطول عملش رعایت شود

این حق بیماراست که اکسپوزقسمتهای مختلف بدن وی تنها به قسمت موردنیازمحدود شود بدین منظوراستفاده ازلباس دوتکه برای بیماران توصیه میشود

این حق بیمارست که اکسپوزقسمت های مختلف بدن اوتنها درمواردضروری ودرکوتاهترین زمان ممکن انجام گیرد

این حق بیمارست که درطی عمل کسانی دراتاق عمل حضور داشته باشند که حضورشان واقعاضروری است.

 این حق بیماراست که بعدازعمل دردناحیه ی جراحی اش کنترل شود

این حق بیماراست که اطلاعات خصوصی پرونده ی پزشکی وی درحضورپرسنل وافرادی که اطلاع آن ها ازپرونده ی پزشکی بیمارضروری نیست،بازگو نشود

این حق بیمارست که اطلاعات مربوط به پرونده ی پزشکی اش تنها درصورت تمایل برایش شرح داده شود

این حق بیمارست که اطلاعات پرونده ی پزشکی اش کاملا محرمانه بماند

این حق بیمارست که پرسنل اتاق عمل با سوءاستفاده ازشرایط ویژه ی بیمارتحت بیهوشی وباتوجه به عدم توانایی وی درحراست ازاطلاعات پزشکی محرمانه ی خود،اسرارپزشکی وی را افشا ننمایند

این حق بیماراست که اطلاعات پزشکی محرمانه ی وی دربخشهای اطلاعاتی وبایگانی بیمارستان دراختیارافرادصادق وامین قراربگیرد

سقط جنين

سقط جنین،یکی از دیگر مسائلی است که مورد مطالعه حقوق پزشکی است.این پدیده که به منزله پدیده ای اجتماعی نمود می یابد،به جرات می توان گفت که قدمتی به طول حیات بشر دارد و همواره از مناظر مختلف فلسفی،اخلاقی،پزشکی،حقوقی و...مطمح نظر جامعه انسانی بوده است.

سقط جنین در قاموس پزشکی و حقوقی به معنای اخراج پیش از موعد جنین می باشد به نحوی که قابل زیستن نباشد.به دیگر سخن،ختم حاملگی است قبل از آنکه جنین قابلیت زندگی مستقل را پیدا نکرده است.

این پدیده که تا هفته بیستم حاملگی را شامل می شود،منجر می گردد که فرایند باروری ناتمام مانده و نطفه انسانی قبل از اتمام دوره معمول 277 روزه و تبدیل آن به حمل و نوزاد به دلایل طبیعی و غیر طبیعی از رحم خارج گردد.چنین رویدادی زمانی که از رهگذر غیر طبیعی صورت گیرد،محل تامل اندیشمندان فلسفی،اخلاقی،دینی و حقوقی قرار گرفته است.بدین معنی که در صورتی که عامل ین اتفاق ،عاملی غیر از شرایط معمول ناشی از حاملگی یا قابلیت مادر باردار باشد،مساله اتفاقی چگونه تحلیل شده و واکنش جامعه بشری بدان چگونه خواهد بود.

آنچه که در این میان مبرهن است اینکه واکنش ها و پاسخ های اتخاذی بشر در این خصوص،همسان نبوده بلکه به واسطه اندیشه های گونه گون،پاسخ های متفاوتی اندیشیده شده است. پاره ای با تمسک به بقای خانواده و تامین منافع اجتماعی بر ممنوعیت اعمال چنین مساله ای از سوی بشر تاکید نموده اند و شماری دیگر نیز با استناد به گزینه هایی نظیر مشکلات اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی،کاهش آمار موالید و نیز امتناع از تولد کودکان ناقص الخلقه به واسطه عواملی مانند قصور پزشکی و امثال آن،بر جواز انجام چنین مقوله ای صحه گذاشته اند.در این میان،گروهی نیز رهگذر بینابینی اتخاذ نموده، انجام سقط جنین را بر مبنای مصلحت اندیشی، با وجود شرایطی مناسب انگاشته و در غیر این صورت وصف جنایی آن را همچنان قابل اعمال دانسته اند.

با این همه،رویکرد غالب در این ارتباط تاکنون بر منع دست یازی بشر به این پدیده اصرار ورزیده،به طوری که انجام آن را در وادی حقوق کیفری برده و بدان وصف جنایی بخشیده اند.بر اساس این رویکرد،هرگونه سقط جنینی،جرم بوده و مرتکب آن برابر با سیاست جنایی تقنینی آن جامعه مستحق کیفر مقرر برای آن ،حسب شخصیت وی، خواهد بود.

منبع : دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

منشورحقوق بيمار در ايران

                                                                              

حقوق بيمار
1- دريافت مطلوب خدمات سلامت حق بيمار است.
- ارائه خدمات سلامت بايد:
1-1) شايسته شان و منزلت انسان و با احترام به ارزش‌ها، اعتقادات فرهنگي و مذهبي باشد ؛
2-1) بر پايه‌ي صداقت، انصاف،ادب و همراه با مهرباني باشد ؛
3-1) فارغ از هرگونه تبعيض از جمله قومي، فرهنگي، مذهبي، نوع بيماري و جنسيتي باشد ؛
4-1) بر اساس دانش روز باشد ؛
5-1) مبتني بر برتري منافع بيمار باشد ؛
6-1) در مورد توزيع منابع سلامت مبتني بر عدالت و اولويت هاي درماني بيماران‌ باشد ؛
7-1) مبتني بر هماهنگي اركان مراقبت اعم از پيشگيري، تشخيص، درمان و توانبخشي باشد ؛
8-1) به همراه تامين كليه امكانات رفاهي پايه و ضروري و به دور از تحميل درد و رنج و محدوديت‌هاي غيرضروري باشد ؛
9-1) توجه ويژه‌اي به حقوق گروه‌هاي آسيب‌پذير جامعه از جمله كودكان،زنان باردار، سالمندان، بيماران رواني، زندانيان، معلولان ذهني و جسمي و افراد بدون سرپرست داشته باشد ؛
10-1) در سريع‌ترين زمان ممكن و با احترام به وقت بيمار باشد ؛
11-1) با در نظر گرفتن متغيرهايي چون زبان، سن و جنس گيرندگان خدمت باشد ؛
12-1) در مراقبت‌هاي ضروري و فوري (اورژانس)، بدون توجه به تأمين هزينه‌ي آن صورت گيرد. در موارد غيرفوري(الكتيو) بر اساس ضوابط تعريف شده باشد ؛
13-1) در مراقبت‌هاي ضروري و فوري (اورژانس)، در صورتي كه ارائه خدمات مناسب ممكن نباشد، لازم است پس از ارائه‌ي خدمات ضروري و توضيحات لازم، زمينه انتقال بيمار به واحد مجهز فراهم گردد؛
14-1) در مراحل پاياني حيات كه وضعيت بيماري غير قابل برگشت و مرگ بيمار قريب الوقوع مي باشد با هدف حفظ آسايش وي ارائه گردد. منظور از آسايش كاهش درد و رنج بيمار، توجه به نيازهاي رواني، اجتماعي، معنوي و عاطفي وي و خانواده‌اش در زمان احتضار مي‌باشد. بيماردر حال احتضار حق دارد در آخرين لحظات زندگي خويش با فردي كه مي‌خواهد همراه گردد.
2- اطلاعات بايد به نحو مطلوب و به ميزان كافي در اختيار بيمار قرار گيرد.
1-2) محتواي اطلاعات بايد شامل موارد ذيل باشد:
1-2-2) مفاد منشور حقوق بيمار در زمان پذيرش ؛
2-1-2) ضوابط و هزينه‌هاي قابل پيش بيني بيمارستان اعم از خدمات درماني و غير درماني و ضوابط بيمه و معرفي سيستم هاي حمايتي در زمان پذيرش ؛
3-1-2) نام، مسؤوليت و رتبه‌ي حرفه‌اي اعضاي گروه پزشكي مسئول ارائه مراقبت از جمله پزشك، پرستار و دانشجو و ارتباط حرفه‌اي آن‌ها با يكديگر؛
4-1-2) روش‌هاي تشخيصي و درماني و نقاط ضعف و قوت هر روش و عوارض احتمالي آن ، تشخيص بيماري، پيش آگهي و عوارض آن و نيز كليه‌ي اطلاعات تأثير‌گذار در روند تصميم‌گيري بيمار ؛
5-1-2) نحوه‌ي دسترسي به پزشك معالج و اعضاي اصلي گروه پزشكي در طول درمان ؛
6-1-2) كليه‌ي اقداماتي كه ماهيت پژوهشي دارند.
7-1-2) ارائه آموزش‌هاي ضروري براي استمرار درمان ؛
2-2) نحوه‌ي ارائه اطلاعات بايد به صورت ذيل باشد :
1-2-2) اطلاعات بايد در زمان مناسب و متناسب با شرايط بيمار از جمله اضطراب و درد و ويژگي‌هاي فردي وي از جمله زبان، تحصيلات و توان درك در اختيار وي قرار گيرد، مگر اين‌كه:
- تأخير در شروع درمان به واسطه‌ي ارائه‌ي اطلاعات فوق سبب آسيب به بيمار گردد؛ (در اين صورت انتقال اطلاعات پس از اقدام ضروري، در اولين زمان مناسب بايد انجام شود.)
- بيمار علي‌رغم اطلاع از حق دريافت اطلاعات، از اين امر امتناع نمايد كه در اين صورت بايد خواست بيمار محترم شمرده شود، مگر اين‌كه عدم اطلاع بيمار، وي يا سايرين را در معرض خطر جدي قرار دهد ؛
2-2-2) بيمار مي‌تواند به كليه‌ي اطلاعات ثبت‌شده در پرونده‌ي باليني خود دسترسي داشته باشد و تصوير آن ‌را دريافت نموده و تصحيح اشتباهات مندرج در آن را درخواست نمايد.
3- حق انتخاب و تصميم‌گيري آزادانه بيمار در دريافت خدمات سلامت بايد محترم شمرده شود.
1-3) محدوده انتخاب و تصميم‌گيري درباره موارد ذيل مي‌باشد:
1-1-3) انتخاب پزشك معالج و مركز ارائه‌كننده‌ي خدمات سلامت در چارچوب ضوابط ؛
2-1-3) انتخاب و نظر خواهي از پزشك دوم به عنوان مشاور ؛
3-1-3)شركت يا عدم شركت درهر گونه پژوهش، با اطمينان از اينكه تصميم‌گيري وي تأثيري در تداوم و نحوه دريافت خدمات سلامت نخواهد داشت ؛
4-1-3) قبول يا رد درمان هاي پيشنهادي پس از آگاهي از عوارض احتمالي ناشي از پذيرش يا رد آن مگر در موارد خودكشي يا مواردي كه امتناع از درمان شخص ديگري را در معرض خطر جدي قرار مي‌دهد؛
5-1-3) اعلام نظر قبلي بيمار در مورد اقدامات درماني آتي در زماني كه بيمار واجد ظرفيت تصميم‌گيري مي‌باشد ثبت و به‌عنوان راهنماي اقدامات پزشكي در زمان فقدان ظرفيت تصميم‌گيري وي با رعايت موازين قانوني مد نظر ارائه كنندگان خدمات سلامت و تصميم‌گيرنده جايگزين بيمار قرار گيرد.
2-3) شرايط انتخاب و تصميم‌گيري شامل موارد ذيل مي‌باشد:
1-2-3) انتخاب و تصميم‌گيري بيمار بايد آزادانه و آگاهانه ، مبتني بر دريافت اطلاعات كافي و جامع (مذكور در بند دوم) باشد ؛
2-2-3) پس از ارائه اطلاعات، زمان لازم و كافي به بيمار جهت تصميم‌گيري و انتخاب داده شود.
4- ارائه خدمات سلامت بايد مبتني بر احترام به حريم خصوصي بيمار(حق خلوت) و رعايت اصل رازداري باشد.
1-4) رعايت اصل رازداري راجع به كليه‌ي اطلاعات مربوط به بيمار الزامي است مگر در مواردي كه قانون آن را استثنا كرده باشد ؛
2-4) در كليه‌ي مراحل مراقبت اعم از تشخيصي و درماني بايد به حريم خصوصي بيمار احترام گذاشته شود. ضروري است بدين منظوركليه‌ي امكانات لازم جهت تضمين حريم خصوصي بيمار فراهم گردد؛
3-4) فقط بيمار و گروه درماني و افراد مجاز از طرف بيمار و افرادي كه به حكم قانون مجاز تلقي مي‌شوند ميتوانند به اطلاعات دسترسي داشته باشند؛
4-4) بيمار حق دارد در مراحل تشخيصي از جمله معاينات، فرد معتمد خود را همراه داشته باشد. همراهي يكي از والدين كودك در تمام مراحل درمان حق كودك مي باشد مگر اينكه اين امر بر خلاف ضرورت‌هاي پزشكي باشد.
5- دسترسي به نظام كارآمد رسيدگي به شكايات حق بيمار است.
1-5) هر بيمار حق دارد در صورت ادعاي نقض حقوق خود كه موضوع اين منشور است، بدون اختلال در كيفيت دريافت خدمات سلامت به مقامات ذي صلاح شكايت نمايد ؛
2-5) بيماران حق دارند از نحوه رسيدگي و نتايج شكايت خود آگاه شوند ؛
3-5) خسارت ناشي از خطاي ارائه كنندگان خدمات سلامت بايد پس از رسيدگي و اثبات مطابق مقررات در كوتاه‌ترين زمان ممكن جبران شود.
در اجراي مفاد اين منشور در صورتي كه بيمار به هر دليلي فاقد ظرفيت تصميم‌گيري باشد، اعمال كليه‌ي حقوق بيمار- مذكور در اين منشور- بر عهده‌ي تصميم‌گيرنده‌ي قانوني جايگزين خواهد بود. البته چنان‌چه تصميم‌گيرنده‌ي جايگزين بر خلاف نظر پزشك، مانع درمان بيمار شود، پزشك مي‌تواند از طريق مراجع ذيربط درخواست تجديد نظر در تصميم‌گيري را بنمايد.
چنان‌چه بيماري كه فاقد ظرفيت كافي براي تصميم‌گيري است، اما ميتواند در بخشي از روند درمان معقولانه تصميم بگيرد، بايد تصميم او محترم شمرده شود.

منشور حقوق بیمار درداروخانه

  در راستای تعیین حقوق بیمار در موسسات دارویی و ارتقای کیفیت خدمات و همچنین به منظور بهبود و ارتقای شاخصهای سلامت جامعه و اجرای ماده یک قانون تشکیل وزارت بهداشت ،‌درمان و آموزش پزشکی و ماده ۲ قانون مربوطه به مقررات امور پزشکی ، دارویی ، مواد خوردنی و آشامیدنی مصوب مجلس شورای اسلامی و آیین نامه‌های مربوط بدین وسیله منشور حقوق بیمار در داروخانه به شرح زیر ابلاغ می‌گردد

 

۱. بیمار حق دارد بعد از دریافت دارو از داروساز در داروخانه ،‌اطلاعات موردنیاز درباره درمان دارویی‌اش ( از جمله مقدار و نحوه صحیح مصرف دارو ) را سوال نماید و داروساز موظف است تا تفهیم کامل بیمار به تمامی سوالات دارویی بیمار پاسخ گوید. اطلاعات داده شده باید بدون اصطلاحات تخصصی و کاملاً واضح باشد به طوریکه بیمار قانع و بطور کامل توجیه شود . علاوه بر آن داروساز موظف است مقدار و نحوه مصرف دارو را مطابق دستورالعمل شماره ۷۳۹/د مورخ ۵ / ۲ / ۸۰ مکتوب نماید.

۲. بیمار حق دارد که حرمت و شان او در داروخانه حفظ شده و به نیازهای دارویی او با رعایت ضوابط و مقررات به موقع و به طور کامل توجه شود.

۳.بیمار حق دارد در رابطه با حفظ اسرار بیماری و وضعیت سلامت خود به داروساز اعتماد کامل داشته باشد و داروساز می‌باید در روابط کاری خود چنین اطمینانی را برای بیماران فراهم نماید.

۴.بیمار حق دارد در مورد داروهایی که پزشک برای او تجویز می‌کند از داروساز در داروخانه راهنمایی و مشاوره بخواهد.

۵. بیمار حق دارد به پاسخ‌های داروساز در رفع نیازهای دارویی‌اش اطمینان کند و داروساز مسئول گفته‌ها و توصیه‌های خود می‌باشد.

۶.بیمار حق دارد از داروساز خود درباره منافع و مضرات و هزینه‌های دارویی ‌اش اطلاعات بخواهد و داروساز باید بیمار را راهنمایی کند.

۷٫ بیمار حق دارد که بداند در صورت فراموش کردن یک دوز دارو چه باید کرد.

۸.بیمار حق دارد که بداند چطور متوجه شود داروهای مصرفی ‌اش اثر کرده و علامت پیشرفت درمان چیست .

۹. داروساز می‌تواند با توجه به سطح آگاهی بیمار و در صورتی که از گروه پزشکی باشد اطلاعات اضافی ارائه نماید.

۱۰. داروساز باید در مورد تداخل داروهای تجویز شده در نسخه با غذا ، داروهای دیگر و پاسخهای آزمایشگاهی بیمار را راهنمایی کند.

۱۱. داروساز باید توصیه‌های مصرف دارو در حالت بارداری یا شیردهی را در صورت لزوم به بیمار اعلام نماید. 

۱۲.داروساز باید بیمار را در صورت مصرف دارویی همزمان با سایر داروها  ( داروهای otc ، ضدبارداری خوراکی و غیره ) در صورت لزوم راهنمایی کند.

۱۳.داروساز باید در صورتی که بیمار دارای بیماری زمینه‌ای نیز هست ، نحوه مصرف داروهای موجود در نسخه را به بیمار توصیه نماید.

۱۴.داروساز باید صحت دوزاژ تجویزی را با توجه به شرایط بیمار ( سن ، وزن و غیره ) بررسی و در صورت لزوم با پزشک معالج مشورت نماید.

۱۵. داروساز باید عوارض جانبی مهم دارو را با توجه به برگه راهنمای بیمار ( بروشور ) با رعایت شرایط بیمار هشدار دهد.

 منبع: وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی

اخلاق پزشکی و حقوق روان

اخلاق پزشکی و حقوق روان

علم اخلاق همزاد زندگی و سرشت بشر است و در دنیا و ازجمله کشور ما ایران، تاریخچه و قدمت طولانی بیش از سه هزار ساله دارد و به تبع آن، رعایت اخلاق پزشکی و اخلاق حرفه ای توسط پزشکان و روانپزشکان حاذق و خدایی که علاوه بر ابعاد علمی، به سجایا و مکارم نیکوی اخلاقی و انسانی آراسته بوده اند، به طوری که مردم آنها را طبیب می نامیدند و ویژگی هایی از قبیل: «رازداری، گشاده رویی و مهربانی، فرق نگذاشتن بین بیماران و بسیاری از ارزش های والای دیگر» که از ضروریات و لازمه حرفه مقدس پزشکی بود، از اهمیت خاصی برخوردار می باشد.

در رابطه با حقوق بیماران روانی و مواجهه اخلاق پزشکی با این مقوله می توان به رابطه ای دو سویه اشاره نمود. پزشکان، روانپزشکان و افراد مرتبط با سیستم خدمات درمانی کشور در برخورد با بیماران مبتلا به اختلالات روانی، از جهتی باید به منافع و حقوق آنان توجه داشته باشند و از جهت دیگر می بایست مصالح جامعه و مسائل و تهدیدهای بالقوه ای که اینگونه بیماران برای اجتماع و محیط زندگی اطرافیان ایجاد می کنند رعایت نمایند.
بیماری ها و اختلالات روانی ابعاد و گستره زیادی دارد، لذا رویکرد اخلاق پزشکی در نوع برخورد با حقوق اینگونه بیماران متفاوت است.

اختلالات روانی باعث ایجاد عدم تعادل در رفتار و گفتار فرد مبتلا به آن شده و باعث تغییر در زوال عادی زندگی آنان می شود. بیمارانی که دچار اختلالات روانی می باشند، همانند سایر بیماران دیگر، دارای حقوقی بوده که می بایست از جانب پزشکان، روانپزشکان و کادر درمانی مورد تصدیق و رعایت قرار گیرد.

اخلاق پزشکی در حقیقت یکی از شاخه های اخلاق حرفه ای است که سعی دارد اخلاقیات را به صورت کاربردی در حیطۀ عمل پزشکان و کادر درمانی و نیز در حوزۀ تصمیم گیری های اخلاقی در طب وارد کند.
از مهمترین توصیه های اخلاق پزشکی به پزشکان، کادر درمانی و روانپزشکان، رعایت حقوق بیماران مبتلا به اختلالات روانی می باشد که در این نوشتار به آن می پردازیم.

اخلاق پزشکی چیست؟«اخلاق پزشکی، مجموعه تظاهرات رفتاری یک پزشک یا تیم پزشکی در جریان انجام وظیفه شغلی است که به صورت خصلت های فردی در رابطه با بیمار و بستگان و همراهان وی، جامعه و حاکمیت، محیط کار و همکاران و... تجلّی می نماید.» به عبارت دیگر، «اخلاق پزشکی، مجموعه آئین نامه های آداب پسندیده و اعمال نکوهیده ای است که پزشکان و کادر درمانی باید آنها را رعایت و یا از آن پرهیز کنند.»

اصول بنیادین اخلاق پزشکی:رفتار پزشک با بیمار در چند دهه گذشته به خاطرظهور تکنولوژی مدرن و تحولات اجتماعی و سیاسی بوجودآمده در جوامع بشری دچار دگرگونی شده است بر اساس چنین تحولاتی اولین بار چیلدرس و بیرچامپ اصول اخلاقی پزشکی نوین را تدوین کرد که هم اکنون در بسیاری از کشورها به مورد اجرا گذاشته شده است.
این اصول چهارگانه عبارتند از:
1- احترام به خود مختاری بیمار (اصل اتونومی)
2- ارائه اقدامات مفید و سودمند (اصل سودمندی)
3- جلوگیری از صدمه و آسیب (اصل عدم ضرر رسانی)
4- عدالت (اصل عدالت)

طبقه بندی اختلالات روانی:با نگاهی به اکثر قوانین بهداشت روان می توان پنج دستۀ مهم و کلی از اختلالات روان را از یکدیگر متمایز نمود که در ادامه به آن ها اشاره می نماییم.
1. اختلالات روانی خفیف، که شایع ترین این اختلالات را تشکیل می دهند و شامل تعداد بسیار زیادی از اختلالات شناخته شدۀ روانی هستند و در مسؤولیت پذیری افراد مبتلا نقشی ندارند یا نقش آنها در این زمینه قابل اغماض است. این گروه شامل انواعی از اختلالات اضطرابی، ترس های مرضی، بیماری های روان – تَنی، اختلالات شبه جسمی، اختلالات انطباقی، افسرده خویی و بسیاری از موارد دیگر است.
2. اختلالات شخصیت، که دستۀ عمده ای از اختلالات روانی را تشکیل داده و شامل اختلال شخصیت پارانوئید، اسکیزوئید، اسکیزوتایپال، نمایشی، مرزی، ضداجتماعی، خودشیفته، وسواسی - جبری، اجتنابی منفعل - مهاجم و چند نوع دیگر است.
3. اختلالات روانی با منشأ عضوی، شامل پیامدهای انواع صرع، اعتیاد و وابستگی به موادّ روانگردان، ضربه های مغزی، آسیب مغزی در اثر بیماری های متابولیک، عروقی، توکسیک و مواردی از این قبیل است.
4. عقب ماندگی های ذهنی و اختلالات ناشی از عیوب تکامل قوای شعوری که گاه ناشی از معایب مادرزادی و گاه دلایل دیگر و در برخی موارد بدون علت شناخته شده است.
5. اختلالات شدید روانی، که شامل گروهی از روانپریشی ها است و مهمترین اختلالات روانی را تشکیل می دهند. در این دسته، اختلالات اسکیزوفرنیک، اختلالات خُلقی با تظاهرات سایکوتیک، اختلالات هذیانی و موارد مشابه قرار می گیرند.

اخلاق پزشکی و حقوق بیماران مبتلا به اختلالات روانی:حقوق یک بیمار مبتلا به اختلالات روانی، عبارتست از: «وظایفی که روانپزشکان، پزشکان و تیم پزشکی و روانپزشکی در قبال او دارند».
از دوران رنسانس تاکنون، شاهد سیر تحولی و نگرش علمی نسبت به بیماران مبتلا به اختلالات روانی هستیم. در این راستا دانشمندان و اطباء، کوشش های مبسوطی در اصلاح رفتارها و رعایت حقوق اینگونه بیماران توسط پزشکان، روانپزشکان و کادر درمانی مبذول داشته اند.
احترام به حقوق بیمار و رعایت اصول اخلاق پزشکی و تعیین چارچوب قانونی برای آن، دارای سوابق ممتد در تاریخِ مراقبت های بهداشتی و درمانی کشورها است که در قالب منش.ر حقوق بیمار، نمود یافته است. برخی از این حقوق عبارتند از :
- حق دسترسی به مراقبت های بهداشتی و درمانی
- حق رضایت درمان
- حق رضایت حضور در تحقیقات آموزشی و آزمایشی
- حق استفاده از مترجم
- حق تسکین درد
- حق داشتن همراه
- حق اهداء عضو
- حق دسترسی به اطلاعات مربوط به پرونده پزشکی خود
- حق محرمانگی اطلاعات
- حق حریم شخصی
- حق شکایت و حفظ حقوق بیمار
- حق داشتن آرامش
- حق مرگ باعزّت
- حقیقت گویی به بیمار
نکتۀ مهم قابل ذکر این است که برخی از حقوق ذکر شده در بالا در رابطه با طیف گستردۀ بیماران مبتلا به اختلالات روانی به طور نسبی، قابل اِعمال و اجراء می باشد و بستگی به نوع و شدّت بیماری و وضعیت روحی و جسمی آنها دارد. البته این بدین معنا نیست که این دسته بیماران را از طیفی از حقوق خود محروم ساخت. بلکه باعث افزایش اقدامات درمانی و مراقبتی خواهد شد.

نتیجه گیری:اختلالات روانی مجموعه ای از نارسایی ها و ناهنجاری های خلقی، رفتاری و ادراکی است که سبب ایجاد عدم تعادل در مواجهه با محیط پیرامون زندگی شخص شده و روند عادی زندگی روزمره او را تحت تأثیر قرار می دهد. برخی از این اختلالات آنقدر شیوع دارند که تا مدتها پس از شروع، نیاز به اقدامات درمانی را بوجود نمی آورند. همچنین دسته ای از این اختلالات همراه با تهدیدهایی برای شخص بیمار، اطرافیان و افراد جامعه می باشد.
ضرورت اعتلای حقوق بیماران، از جمله بیماران روانی، از اولویت های مهم نظام ارائه خدمات بهداشتی درمانی و یکی از شاخص های ارتقاء سلامت هر جامعه محسوب می شود. بر همین اساس امروزه جوامع بین المللی ناظر بر سلامت و بهداشت، مفهوم حقوق بیمار را بیش از پیش مورد توجه و بررسی قرار داده اند.
داشتن اخلاق پزشکی و رعایت حقوق بیماران مبتلا به اختلالات روانی مهمترین ویژگی یک روانپزشک است.
هرچه اطلاعات بدست آمده روانپزشک از بیمار زیادتر و دقیقتر باشد، قدرت وی در قضاوت، پیش بینی، برنامه ریزی برای پیشگیری از وخامت اوضاع بیمار و درمان او بیشتر و بالاتر خواهد بود.
در تمامی جوامع معیارهای مشترکی برای اخلاق پزشکی وجود دارد که شامل روانپزشکان نیز می گردد که ازجمله آنها می توان به: رازداری و عدم افشای سر، حقیقت گویی، دلسوزی و مهربانی، نظم و ترتیب و عدم تبعیض اشاره نمود که با تضمین های عرفی، اخلاقی، اداری و انضباطی و در مواردی کیفری همراه است.
برمبنای عرف و حقوق کیفری، روانپزشک در سه صورت مجاز به افشای راز بیمار خود می باشد: خودکشی – دیگر کشی – تهدید برای افراد جامعه و آسایش و امنیت عمومی

منبع :مرکز تحقیقات اخلاق و تاریخ پزشکی، تهران،

نقش اخلاق پزشکی در نظام جامع سلامت

نقش اخلاق پزشکی در نظام جامع سلامت

گسترش روزافزون دانش بشری و ارتقای فنآوری های زیست پزشکی و افزایش توانمندی های پزشکان در تشخیص و درمان انواع بیماری ها با مباحث فراوان و چالش برانگیزی به ویژه از حیث مسائل اخلاقی همراه بوده است.

شناخت عمیق و دقیق این مسائل توجه بیشتر پزشکان و اندیشمندان حوزه های گوناگون به ویژه اخلاقيون را به اخلاق پزشکی به عنوان راهکاری جدید در نظام جامع سلامت برانگیخته است. با وجود تحولات فنآوری های پزشکی، هنوز نگرانی هایی راجع به قدرت پزشکان در تصمیم گیری هایی که به طور مستقیم بر سلامت و حیات افراد تأثیر گذار است، وجود دارد. این نگرانی ها به ظهور جنبش هایی با مضمون حقوق بیماران و نیز حق اجتماع در خصوص مشارکت در تصمیم گیری های پزشکی انجامیده است. از طرفی باید به مواردی اشاره کرد که در سیاستگذاری نظام جامع سلامت مؤثرند، به عنوان نمونه؛ با تحول تکنولوژی، منابع مورد نیاز تغییر می کنند، جمعیت و به ویژه جمعیت افراد سالخورده در حال افزایش  است، همچنین زمان لازم برای ورود نیروی کار به جمع شاغلان افزایش یافته است. در نتیجه افراد بیشتری در انتظار بهره برداری از منابع بوده و شمار کمتری از کل جمعیت درگیر تولید منابع هستند. بنابراین پرداختن به مباحث مهمی همچون نیازهای جوامع بشری، ملاحظات اخلاقی مطرح در زیست فنآوری و پژوهش های پزشکی، تخصیص منابع محدود و کلان، معیارهای مهم اخلاقی در تصمیم گیری ها، ارائه راهکارهای بنیادی و آموزش اخلاق پزشکی یکی از ضرورت های اساسی است که می بایست در نظام جامع سلامت مورد توجه قرار گیرند.

معرفی کتاب اخلاق دندان پزشکی

این کتاب حاوی مطالبی در زمینه روان‌شناسی و اخلاق دندان پزشکی است که پیش از این در اولین سمینار اخلاق پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در آبان ماه سال 1377عرضه شده است .به‌زعم مولف, ((هدف اصلی دندان پزشکی آن نیست که دندان‌های افتاده را جایگزین کنیم بلکه باید خود بیمار را بازسازی نماییم تا به عنوان یکی از اعضای سازنده و فعال جامعه نقش خود را از سر گیرد)) .در این کتاب, این مباحث به چشم می‌خورد :تصویر ذهنی شخص از خودش, عکس‌العمل بیمار در مقابل فشار روحی, اثرات روانی از دست دادن دندان, ارزش آشنایی با حالات روانی مختلف, طبقه‌بندی بیماران به روش آقای House, اهمیت از دست دادن دندان, اهمیت برقراری ارتباط با بیمار و تعیین فشار روحی(روانی) .

نویسنده: حقانی - محمودهمتی - مهران

محل نشر: شیراز

تاریخ نشر: ۱۵/۰۶/ ۱۳۷۸

 

نگرشی بر اخلاق پزشکی نوین

نگرشی بر اخلاق پزشکی نوین

 پیوستگی اخلاق و علم در حوزه های مختلف دانش، همواره به عنوان یک اصل مهم و مسلم برای ارتقای مادی و معنوی بشر مطرح بوده است. در قلمرو علوم تجربی، خصوصاً علم طب نیز، از دیرباز اخلاق، جزئی لاینفک محسوب می شده است و عالمان طب در کنار پرداختن به مسائل پزشکی و توصیه های دارویی، توصیه های اخلاقی نیز داشته اند. با توجه به جایگاه علم طبابت که به شرافت وجود و اهمیت حفظ نفس انسانی مرتبط می باشد، و با در نظر گرفتن کاربرد وسیع طب در سلامت انسان ها، تحقیقات فراوان و موضوعات مستحدثه جدید در این حیطه، و همچنین سابقه تخلفات فراوان از چارچوب های انسانی و اسلامی در تاریخ طب، اخلاق در حوزه پزشکی از اهمیت دو چندانی برخوردار می باشد. نیاز وافر جوامع به مقوله اخلاق، در اکثر جوامع خصوصاً طی دهه های اخیر، رویکردی دوباره را در پی داشته است و اخلاق پزشکی سنتی1 را به اخلاق پزشکی نوین معاصر2 متحول نموده است. در این مقاله، جهت رعایت اختصار، مباحث مطرح در حوزه اخلاق پزشکی نوین به صورت مختصر و گذرا ذکر گردیده اند.

تعریف اخلاق پزشکی نوین

اخلاق پزشکی یکی از شاخه های اخلاق حرفه ای6 است که سعی دارد اخلاقیات را به صورت کاربردی در حیطه عمل پزشکان و کادر پزشکی و نیز در حوزه تصمیم گیری های اخلاقی در طب وارد نماید. بر اساس مطالب بیان شده، دیگر اخلاق پزشکی صرف بیان صفات اخلاقی پسندیده برای پزشکان، یا نحوه برخورد پزشک با بیمار، و یا صرفاً تدوین قوانین حرفه ای در باب آداب معاشرت طبیب، و یا بیان قواعد مذهبی به تنهایی، نمی باشد(3). بلکه اخلاق پزشکی فعالیتی تحلیلی است که طی آن افکار، عقاید، تعهدات، روش رفتار، احساسات، استدلالات و بحث های مختلف در حیطه تصمیم گیری های اخلاق پزشکی به صورت دقیق و انتقادی بررسی می شود و در موارد لازم دستورالعمل هایی صادر می گردد. تصمیمات اخلاق پزشکی در حیطه عملکرد طبی، بدیهیات و ارزش ها، خوب یا بد، صحیح یا نادرست، و باید و نبایدها را مشخص می سازند(9). به بیانی دیگر: اخلاق پزشکی مقوله ای کاربردی است که راهکارهای سازمان یافته را برای کمک به پزشک در تبیین، تحلیل و حل مباحث اخلاقی در طب بالینی فراهم می نماید(10). در همین راستا «اخلاق زیستی7» نیز مبحثی است که به تبادل نظر و تأمل پیرامون موضوعات اخلاقی در طب، علوم بهداشتی و زیست شناسی می پردازد(3).

موضوعات مطرح در اخلاق پزشکی نوین

طی چند دهه اخیر، مباحث عمیق اخلاقی در حوزه اخلاق پزشکی مطرح شده است که توجهات زیادی را در جوامع مختلف به خود جلب نموده است. وسعت یافتن دانش بشری، ارتقای فناوری ها، افزایش توانمندی های انسانی در تشخیص و معالجه بیماری ها، و تعدد راه های انتخابی برای پزشکان و بیماران، سوءالات روزافزونی را مطرح نموده است که اخلاق پزشکی سنتی، علی رغم ارزش و قدرت خود، نتوانسته است پاسخگوی این پرسش ها باشد. این مسائل عمدتاً دستاوردهای جدید در حوزه علوم پزشکی و عناوین عمده ترین موضوعاتی هستند که برای عالمان اخلاق و پزشکان جوامع دغدغه آفرین بوده است. عناوینی چون:

1. ارتباطات حرفه ای در طب؛ 2. جایگاه جسم انسانی؛ 3. انسان قبل از تولد؛ 4. انسان نابالغ(جسمی یا فکری)؛ 5. پیوند اعضا و بافت ها؛ 6. خاتمه حیات انسانی؛ 7. زیست فناوری و اخلاق پزشکی؛ 8. شیوه های جدید القای بارداری؛ 7. پژوهش های پزشکی.

در اینجا عناوین ذکر شده به صورت مختصر توضیح داده خواهند شد. علاقه مندان می توانند تفصیل مطالب را در کتاب پزشک و ملاحظات اخلاقی(3) مطالعه فرمایند.

ارتباطات حرفه ای در طب

ارتباطات حرفه ای در حیطه پزشکی را می توان شامل ارتباط بین پزشکان و بیماران، اخذ رضایت، رازداری، حقیقت گویی، و ارتباط با همکاران دانست(3). جایگاه بیمار در نظام فکری ارزشی پزشک، امر مهمی است که تأثیر زیادی بر رعایت اصول اخلاقی دارد. احترام به اختیار بیمار(اتونومی)8، خودداری از پدرسالاری9 از سوی پزشک و استفاده از ظرفیت و توان جسمی و روحی بیمار برای تصمیم گیری های لازم، فرایندی مهم در حیطه طبابت است. وجدان کاری، احساس مسئولیت حرفه ای، دارا بودن صلاحیت علمی و عملی لازم و عدم بهره جویی های مادی، جسمی یا روحی از بیمار نیز مقوله های مهمی هستند.

مسئله «رضایت10»، نحوه اخذ آن و میزان آگاهی و شناختی که باید برای بیمار فراهم شود، از عناوین مهم مورد بحث در اخلاق پزشکی است. اخذ رضایت آگاهانه11 در حال حاضر، جنبه های قانونی نیز یافته است و لذا اطبا و همکاران آنها اگر اطلاعات کافی در اختیار بیمار نگذارند و یا بر خلاف رضایت او عمل نمایند، ممکن است به علت اهمال یا تعدی به حقوق بیمار تحت تعقیب قرار گیرند(11). برای معتبر بودن رضایت اخذ شده، رعایت سه اصل ضروری است(11):

الف. اطلاعات کافی در اختیار بیمار گذاشته شود؛

ب. بیمار صلاحیت لازم را برای دادن رضایت و ظرفیت کافی برای درک اطلاعات داده شده و تصمیم گیری دارا باشد؛

ج. تصمیم بیمار کاملاً آزادانه و داوطلبانه باشد.

جایگاه جسم انسان

جسم انسان، از منظر مکاتب و مذاهب مختلف، ارزش و جایگاه متفاوتی دارد. بر همین اساس موضوعاتی چون: تشریح جسد، اتوپسی، اخذ عضو از جسد و استفاده های آموزشی و پژوهشی دیگر از جسد، از نظر اخلاقی مورد مناقشه است.

انسان قبل از تولد

زمان شروع اطلاق کلمه « انسان» به موجود در حال رشد در رحم، از سوءالاتی است که در جوامع و مکاتب مختلف با پاسخ های گوناگونی روبه رو می باشد. آیا ارزش انسانی از زمان لقاح به نطفه حاصله تعلق می گیرد؟ آیا ارزش حیات رویان12 و جنین در حد یک انسان کامل می باشد؟ اگر حیات جنین و مادر منوط به مرگ دیگری باشد، کدامیک در اولویت نجات خواهند بود؟ در اینجا است که بایستی به تفاوت بین جایگاه زیست شناختی رویان و جنین و جایگاه فلسفی آن دقتی موشکافانه داشت. سقط جنین، پژوهش بر روی رویان و جنین، عقیم سازی و پیشگیری از بارداری برخی موضوعاتی هستند که از نحوه رویکرد پزشک به جایگاه و ارزش انسان قبل از تولد، بسیار تأثیر می پذیرند.

انسان نابالغ(جسمی یا فکری)

کودکان به علت نواقصی که در ظرفیت درک و تصمیم گیری آگاهانه دارند، در اخلاق پزشکی توجه ویژه ای به آنان شده است. مسئله اخذ رضایت در کودکان و جلوگیری از سوء استفاده های احتمالی از مهم ترین مباحث است. برخی سوءالات عمده در این حوزه عبارتند از(3):

1. سن قانونی برای پذیرش اختیار کودک در تصمیم گیری کدام است؟

2. چه کسانی می توانند به جای کودک تصمیم بگیرند؟

3. در صورت تعارض بین خواسته های کودک و ولی او، چه باید کرد؟

4. در موارد سوء استفاده از کودک یا کودک آزاری وظیفه پزشک چیست؟

استفاده از کودکان در پژوهش های پزشکی و نحوه رویکرد اخلاقی در افراد دچار عقب ماندگی ذهنی، معلولیت های شدید جسمی یا بیماری های صعب العلاج از دیگر موضوعات مطرح در این حیطه می باشد

پیوند اعضا و بافت ها
 
 

اولین پیوند بالینی عضو در سال 1954 م صورت پذیرفته است؛ اما پیشرفت دانش و فناوری در این زمینه، در دهه اخیر بسیار چشمگیر بوده است. پیوند اعضا و بافت ها چنان با مباحث اخلاقی عمیقی آمیخته است که در اکثر کشورهای جهان توجه علمای مذهبی، فیلسوفان و اخلاقیون، حقوقدانان، پزشکان و دست اندرکاران امور پزشکی و حتی عموم جوامع را جلب نموده است. مباحث اخلاقی گسترده در این حیطه، در کتاب منسجمی مورد بحث قرار گرفته است(14). موضوعاتی همچون: پیوند از جسد، پیوند از دهنده زنده، ارتباط مادی و مالی بین دهنده و گیرنده عضو پیوندی و راهکارهای جدیدی همانند پیوند از حیوانات و شبیه سازی درمانی13 چالش های زیادی را ایجاد نموده اند.

کمبود عضو پیوندی و راه های قابل قبول اخلاقی برای تأمین اعضای مورد نیاز از مهم ترین مباحث در این حیطه می باشد. مشکلات عرفی یا قانونی پیوند از جسد در برخی کشورها، تجارت سوداگرانه در اخذ پیوند دهندگان زنده غیر خویشاوند و مرگ بسیاری از بیماران در انتظار پیوند، مسائلی هستند که لزوم جست وجوی راهکارهای قابل پذیرش در جوامع مختلف را ایجاب نموده است. از این رو، برخی کشورها با ایجاد نظام «رضایت مفروض»14، راه را برای برداشت عضو از جسد بدون اخذ رضایت قبلی هموار نموده اند؛ اما در اکثر کشورهای جهان، نظام «رضایت آگاهانه»15 وجود دارد (1815). در حال حاضر استفاده از اعضای افراد دچار مرگ مغزی در بسیاری از کشورها پذیرفته شده است. کمبود عضو مورد نیاز، استفاده از اعضای کودکان آننسفال16 که فاقد سطوح فوقانی مغز بوده و قادر به ادامه حیات نیستند و بیماران دچار وضعیت نباتی17 از موضوع هایی است که در اکثر جوامع با مخالفت های عمده ای روبه رو بوده است(15). اخذ پیوند از دهنده زنده، اخذ رضایت آگاهانه، جلوگیری از سودجویی های مادی، چگونگی جبران صدمات و خسارات احتمالی فرد دهنده، نحوه اخذ عضو از کودکان و افراد دچار اختلالات شعور، شرایط انتخاب فرد گیرنده و راهکارهای اخلاقی ایجاد بانک های اعضا و بافت های پیوندی از مهم ترین معضلات اخلاقی موجود هستند. استفاده از بافت های جنینی، شائبه صدور جواز سقط جنین را در برخی جوامع ایجاد نموده است. برای همین، با مخالفت هایی همراه می باشد. استفاده از شبیه سازی و سلول های بنیادی انسان، شیوه جایگزین بالقوه ای است که خود مسائل اخلاقی منحصر به فردی را به همراه داشته است؛ از جمله: ارزش موجود به دست آمده، شأن و کرامت والای انسانی، دستکاری در خلقت الهی، خطرناک بودن و عوارض سوء این روش، سراشیبی لغزنده به سوی تولید انسان شبیه سازی شده و شائبه تجارت و سوداگری انسان و اعضای انسانی(2319).

برخی مباحث پیرامون پیوند اعضا در ایران، برخی راهکارهای اخلاقی تأمین عضو و موضوع همانندسازی در اسلام طی مقالات جداگانه ای(2824) بیان گردیده اند.

خاتمه حیات انسانی

خاتمه حیات انسان چه با خود فرد باشد یا دیگران، بدون تردید با ارزش گذاری ما نسبت به حیات انسان ارتباط محکمی دارد. در حیطه اخلاق پزشکی، مهم ترین موضوع مرتبط با این مقوله، «اتانازی» یا مرگ آسان می باشد. مسئله حدود اختیار فرد، نوع اتانازی(فعال یا غیرفعال)، موضوع عدم احیای برخی بیماران و مشکلات اجتماعی و اخلاقی ناشی از پذیرش اتانازی، مسائلی هستند که هر جامعه با توجه به زمینه های دینی و فرهنگی خود بدان پرداخته است(30، 29، 23).

زیست فناوری و اخلاق پزشکی

دست آوردهای زیست فناوری در حیطه پزشکی، عمدتاً شامل مهندسی ژنتیک، شبیه سازی، اصلاح نژاد، تهیه نقشه ژنوم انسانی، ژن درمانی و سایر پژوهش های ژنتیک می باشد و در ضمن اینکه چشم اندازی امیدوار کننده را در درمان بیماری ها ایجاد نموده است؛ پیامدهای اخلاقی جدی را نیز درپی داشته است. در حال حاضر با توجه به اهمیت استراتژیک موضوعات بالا، توان علمی بشر در این حوزه از اسرار علمی کشورها به شمار می آید(4). با توجه به احتمال سوء استفاده و کاربردهای نابجایی که می تواند از دانش و فناوری های جدید صورت گیرد، نگرانی اخلاقیون امری بدیهی است.

شیوه های جدید القای بارداری

پیشرفت طب و فناوری پزشکی در زمینه تولید مثل و روش های جدید درمان نازایی، امیدهای جدیدی را در افرادی که از داشتن فرزند محروم هستند، ایجاد نموده است؛ اما از سوی دیگر مسائل اخلاقی نیز در این حیطه مطرح گردیده است که حل آنها نیازمند تبادل نظر پزشکان، اخلاقیون و علمای مذهبی می باشد. اختلاف نظرهای اخلاقی در مورد شیوه های مختلف استفاده از تخمک و اسپرم غیر همسر، رحم کرایه ای، وضعیت کودکان آزمایشگاهی، شبیه سازی و استفاده از سلول های بنیادی و مباحث دیگری چون: تغییر جنسیت و انتخاب جنس جنین، از موضوعات اخلاقی پزشکی نوین می باشد.

پژوهش های پزشکی

پژوهش، مبنا و اساس طبابت بالینی صحیح می باشد. طی دهه های اخیر گسترش تحقیقات پزشکی، ضرورت حاکمیت ارزش های اخلاقی و نهادینه شدن اصول انسانی در مراکز علمی تحقیقاتی را ایجاب نموده است. متأسفانه تاریخ طب بیانگر سوء استفاده ها و انحرافاتی از مسیر پژوهش بوده است که البته در سطح جهان به قانونمند شدن و نظارت دقیق تر بر این گونه تحقیقات منجر گردیده است(33، 1331). در حال حاضر، بیانیه هلسینکی که انجمن پزشکی جهانی18 در سال 1964 م تنظیم و تا کنون چندین بار مورد بازبینی و تکمیل قرار داده است، یکی از معتبرترین متونی است که در سطح بین المللی مورد قبول می باشد(32). در کشور ما نیز کدهای ملی اخلاق در پژوهش های پزشکی که در 26 اصل تدوین گردیده است، معیار عمل و مورد استفاده محققان می باشد(3).

فلسفه اخلاق پزشکی

فلسفه اخلاق پزشکی، قسمتی اساسی از اخلاق پزشکی است که کوشش می کند در سایه تحلیل های فلسفی، درست و نادرست را در حیطه عمل در موضوعات مختلف و مراقبت های بهداشتی شرح دهد. تصمیم گیری های عملی در حیطه اخلاق پزشکی نوعاً نیازمند درک روشن از مباحث فلسفی مربوط می باشد. بنابراین، تبیین دقیق اصول و مبانی تعیین حسن و قبح در حیطه اخلاق پزشکی یک ضرورت است. برای کاربردی و مفید بودن بحث اخلاقی باید از معیارهای فهم، عمل و تصمیم گیری مناسبی استفاده شود، به نحوی که انسان های معتقد به اخلاقیات، آن را تصدیق نمایند. در کشورهای غربی، چهار اصل کلیدی برای راهنمایی در تصمیم گیری های اخلاقی در حال حاضر مطرح و مورد استفاده می باشد که عبارتند از(1، 3، 11، 3634):

اختیار فردی19 یا اتونومی، سودمندی،20 عدم زیانباری21 و عدالت22.

این نظریه از متعارف ترین فرضیه ها در اخلاق پزشکی است که برای حل مسائل و مشکلات اخلاقی به کار می رود(36). اما از آنجا که اسلام در هریک از چهار اصل ذکر شده، نظریات جامع و گاه متفاوتی با فرهنگ غربی دارد، تعیین چارچوبی مشخص برای تصمیم گیری های اخلاقی در طب برای پزشکان مسلمان ضرورت ویژه ای می یابد. این امر، وظیفه خطیر فلاسفه و اخلاقیون شیعه و فقهای مذهبی به همراه دانشمندان علوم پزشکی است که مباحث و موضوعات مختلف طرح شده را مورد بررسی قرار داده و چارچوبی جامع، قابل قبول و مشترک در جوامع اسلامی طرح ریزی نمایند. علاقه مندان به این حوزه از مباحث اخلاق پزشکی می توانند به کتاب پزشک و ملاحظات اخلاقی(3) رجوع فرمایند.

خاتمه و نتیجه گیری

پیشرفت دانش و ارتقای فناوری ها در بخش های تشخیص، درمان و پیشگیری بیماری ها، طب قدیم را دچار چنان تحول عمیقی ساخته است که پزشکان جدید بدون اتکا به روش ها و ابزار نوین قادر به ادامه حیات خویش نخواهند بود. پزشکی نوین مسلماً نیازمند اخلاق پزشکی نوین است. موضوعات فراوانی در این حیطه مطرح می باشند که به عمده ترین آنها اشاره گردید. آنچه در انتهای بحث در خصوص فلسفه اخلاق پزشکی و ضرورت توجه ویژه به آن بیان شد، در حقیقت یک نیاز بنیادین و فوری است. با توجه به تفاوت های فلسفه و اخلاق اسلامی با فلسفه و اخلاق غربی، پایه گذاری اصولی یک نظام اخلاق پزشکی مبتنی بر چارچوب های اسلامی جهت جلوگیری از نفوذ فرهنگ غرب در کشورهای اسلامی یک ضرورت اساسی است

منابع مقاله:

مجله پژوهش و حوزه، شماره 18و17،

جایگاه اخلاق پزشکی در هند

یک ماه پیش پای راجنر دران بدون اطلاع دادن به وی در یک عمل جراحی از بدنش جدا شد. خانواده و پزشک جراح این بیمار که حاضر به انجام این عمل حیاتی و از دست دادن پایش نبود، به وی به دروغ اطمینان خاطر دادند که این عمل برای رساندن خون به پای وی ضروری بوده و پای وی قطع نخواهد شد.

راجنر دران پس از اینکه از قطع نشدن پای خود اطمینان حاصل کرد، حاضر شد به زیر تیغ جراحی برود ولی پس از بیرون آمدن از اتاق عمل با پای بریده خود رو به رو شد. او تا چند هفته پس از عمل باورهای متفاوتی در مورد پای قطع شده خود داشت. این مرد بیچاره در ابتدا فکر می کرد که پس از درمان زخم هایش و خوب شدن جای عمل، پای او مجدد به بدنش پیوند خواهد خورد.کمی بعد دکتر به وی گفت که یک پای مصنوعی درست مانند پای خودش را به ساق پای او پیوند خواهد زد. اما بالاخره جراح هفته گذشته واقعیت را به وی گفت.

راجنر دران بیان داشت پزشک جراحش مدعی شده که به خاطر سلامت خود او پایش را قطع کرده است و چون او به این عمل رضایت نمی داده مجبور به دروغ گفتن به او شده است. پس از صورت گرفتن این گفت وگو بین این مریض و جراحش راجنر دران در هنگام خداحافظی دست پزشک معالجش را فشرد و از او برای نجات جانش تشکر کرد. او با خوشحالی مطب وی را ترک گفت. اما رفتار او با افراد خانواده اش کاملاً متفاوت بود. او به شدت از دست همسر و پسرانش عصبانی بود و از اینکه آنها به او دروغ گفته بودند بی نهایت عصبی و خشمگین بود. او پس از بازگشت به خانه زندگی را برای آنها تیره و تار کرد.

آیا اقدام اعضای خانواده و پزشک راجنر دران درست بود؟ اگر آنها به او دروغ نمی گفتند، وی اکنون زیر خاک خوابیده بود. اما آیا ما حق داریم برای زنده نگه داشتن یک فرد بدن او را به هر صورتی که می خواهیم تغییر داده و به قطع اعضای بدنش بپردازیم؟ هنوز هیچ پاسخ قطعی به این سوال وجود ندارد.

رفتار پزشکان با بیماران خود در هند بسیار تلخ و دردناک است. چندی پیش یک مرد میانسال که دارای ضایعات استخوانی در سر خود بود به بیمارستان مراجعه کرد. این ضایعات به حدی بود که چهره وی را به یک مرد تک شاخ تبدیل کرده بود.

دکتر از این مرد خواست تا موهای خود را از ته بتراشد و در صورتی که دوست داشته باشد آن را به کاهنان معابد بودایی هدیه کند. پزشک این مرد پس از تراشیده شدن سر او شروع به برداشتن این ضایعه استخوانی بدون بی حس کردن محل انجام جراحی موضعی کرد و در پاسخ به پزشکی که لزوم استفاده از داروی بی حسی را متذکر شده بود پاسخ داد تا زمانی که مریض ابراز درد شدید نکند نیازی به بی حس کردن او وجود ندارد، این در حالی بود که یکی از پرستاران مجبور به نگه داشتن پای مریض شده بود تا او از درد از روی تخت فرار نکند و جراحی را نصفه کاره نگذارد.

وضعیت بیماران اورژانسی در هند از این بهتر نیست. چندی پیش کودکی که انگشتش در هنگام تلمبه زدن برای آب دادن به باغچه خانه شان از وسط به دو نیم شده بود، آنقدر در بخش اورژانس بیمارستان معطل ماند تا اینکه شانس پیوند مجدد انگشتش از بین رفت و پزشکان تنها باقیمانده انگشت او را برای جلوگیری از خونریزی بخیه زدند.

در هند پزشکان نسبت به سلامت بیماران خود بی نهایت بی تفاوت هستند و هیچ تلاشی برای بهتر کردن اوضاع نمی کنند. بر خلاف این کشور جهان سوم در کشورهای اروپایی پزشکان روز به روز خود را به پیشرفت های صورت گرفته در زمینه های پزشکی مجهز می کنند و خیلی از آنها سال های زیاد را برای گرفتن فوق تخصص در زمینه مسائل بسیار ریز به مطالعه می پردازند.

بی توجهی پزشکان باعث از بین رفتن جان بیماران زیادی در هند می شود به خصوص در شهرستان های کوچک یک پزشک عمومی حتی دست به انجام عمل جراحی هم می زند.

منبع:  روزنامه اعتماد، شماره 1472 به تاريخ 30/5/86، صفحه 9

آیین نامه كميته كشوري اخلاق در پژوهشهاي علوم پزشكي

آیین نامه كميته كشوري اخلاق در پژوهشهاي علوم پزشكي

الف ) مقدمه و ضرورت تشكيل كميته

پيشرفتهاي علوم پزشكي و جمع آوري و نگهداري اطلاعات بخصوصدر مورد انسانها ، نگراني سوء استفاده از اين پيشرفتها و اطلاعات را باعث مي گردد. همچنين در مطالعاتي كه بروري انسان انجام مي گردد ، حتي در مواردي كه موازين تحقيق به شايستگي رعايت شده نيز ، تبعاتي براي انسان در بر دارند . لذا براي پيشگيري از سوءاستفاده هاي احتمالي قانون نور مبرگ در سال ۱۹۴۷ معيارهائي را براي انجام تحقيقات صادر كرد و از جمله تاكيد ويژه اي بر اخذ رضايت آگاهانه از انسانهای مورد پژوهش سازمان جهاني بهداشت در سال ۱۹۹۵ (در EM/ACHR داشت . اين موضوع در هجدهمين گردهمائي رياض عربستان ) مطرح و مقرر شد كه كميته هاي ملي اخلاق در پژوهش در تمامي كشور هاي منطقه تشكيل گردد.

ب ) اهداف

۱ – رعايت موازين اخلاقي ، حقوقي و فقهي ١ ، در پژوهشهاي اپيدميولوژيك ، باليني و علوم پايه كه انسان بعنوان آزمودني در آنها مورد تحقيق قرار مي گيرد.

۲ – محافظت انسانها در برابر خطرات احتمالي ناشي از تحقيق.

۳ – حفظ حقوق آزمودني ، پژوهشگر و سازمان مجري پژوهش.

۴ – فراهم آوردن زمينه مناسب براي محققين در جذب بودجه تحقيقاتي از سازمانهاي بين المللي.

۵ – پيش گيري از اجراي طرحهاي تحقيقاتي مغاير با موازين اخلاقي كه توسط محققين خارجي در داخل كشور به اجراء درخواهد آمد.

۶ – ترويج فرهنگ استفاده از مشاورين اخلاقي در برنامه هاي تحقيقاتي.

ج ) ساختار

۱) اعضاء

  1. معاون پژوهشي وزارت بهداشت درمان وآموزش پزشكي (رئيس كميته )
  2. رئيس كيسيون پزشكي شوراي پژوهشهاي كشور
  3. رئيس مركز مطالعات و تحقيقات اخلاق پزشكي (دبيركميته )
  4. يك نفر حقوقدان مطلع به امور پزشكي
  5. دو نفر از محقيق برجسته كشور (ترجيحا يك نفر از بانوان )
  6. يك نفر اپيدميولوژيست و يا متخصصآمار حياتي
  7. يك نفر از علماء مذهبي (مسلط به امور حقوقي ،فقهي و پزشكي )
  8. يك فرد غير حرفه اي آگاه به ارزشهاي فرهنگي و اخلاقي جامعه

تنظيم صورتجلسات و پيگيري امور ارجاعي از سوي دبيركميته

د) شرح وظايف

۱ – بررسي طرحهاي تحقيقاتي ارجاعي از نظر رعايت ملاحظات اخلاقي

۲ – صدور مجوز (اخلاقي ) جهت اجراي طرحهاي تحقيقاتي كه انسان موضوع تحقيق مي باشد.

۱ – صدور مجوز براي طرحهايي كه از منابع بين المللي تامين هزينه مي شود -۲

۲ – صدور مجوز براي طرحهايي كه از طرف محقيق خارجي جهت اجرا در داخل كشور پيشنهاد مي -۲

شود.

۳ – تهيه آئين نامه اجرايي كميته هاي منطقه اي يا دانشگاهي مربوط به اخلاق در پژوهشهاي علوم

پزشكي

۴ – معرفي يك نماينده از سوي كميته جهت شركت در جلسات مرتبط با اخلاق در پژوهشهاي علوم سازمان جهاني بهداشت ، سازمان CLOMS ، زيستي كه توسط سازمانهاي بين المللي (نظير يونسكو كنفرانس اسلامي ، ... ) برگزار مي گردد (پژوهشهاي علوم زيستي مطابق تعريف سازمان جهاني بهداشت شامل پژوهشهاي مربوط به آن دسته از علومي است كه موضوع تحقيق آنها انسان مي باشد مثل پژوهشهاي پزشكي ، زيست شناختي ، ژنتيك و ...).

منبع : دانشگاه علوم پزشکی اراک

۱۱۰۰ آیه پزشکی در قرآن

   مدیرگروه تفسیر و علوم قرآن جامعةالزهرا با اشاره به اینکه در بیش از 1100 آیه به مسائل پزشکی اشاره شده است، گفت: آیات قرآن با اشارات صریح، استنباطی و اجمالی گواهی بر این امر است که خداوند متعال هرآنچه انسان نیاز داشته در قرآن بیان کرده است.

حجت الاسلام علیرضا رستمی مدیر گروه تفسیر و علوم قرآن جامعةالزهرا و عضو شورای علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در گروه قرآن و طب در رابطه با اشاره به طب در آیه های قرآن گفت: برخی آیات قرآن به مسائل پزشکی اشاره کرده اند و ممکن است در آینده مواردی کشف شود که ما هنوز به آن دست نیافته ایم.

وی افزود: در میان آیات قرآن بیش 1100 آیه به مسائل طبی و پزشکی اشاره داشته اند.

حجت الاسلام رستمی با اشاره به اینکه در مسئله طب دارو، درمان در نظر گرفته شده و بیماری ها را می توان به انواع فردی و اجتماعی و روحی و روانی و حسمی طبقه بندی کرد گفت: اشارات قرآنی به مسائل پزشکی را می توان به چهار دسته تقسیم کرد. این آیات گاهی صریح و عام و گاهی صریح و خاص، گاهی اجمالی و گاهی استنباطی آمده اند.

مدیر گروه تفسیر و علوم قرآن جامعةالزهرا در رابطه با اشاره صریح و خاص قرآن به مسائل پزشکی به سوره نحل و آیاتی که درباره خلقت انسان آمده، گفت: علاوه بر سوره نحل که درباره عسل اشارات پزشکی صریح و خاصی دارد آیاتی که درباره خلفت انسان در کل قرآن آمده نیز در این دسته قرار می گیرند.

این عضو شورای علمی قرآن و طب در بنیاد پژوهشهای قرآنی حوزه و دانشگاه در مورد اشاره صریح و عام گفت: آیه 31 سوره اعراف که می فرماید: اى فرزندان آدم جامه خود را در هر نمازى برگیرید و بخورید و بیاشامید و زیاده‏روى مکنید که او اسرافکاران را دوست نمى‏دارد و همچنین آیه 32 سوره اسرا که به اعمال جنسی و مقاربتی اشاره داشته در میان آیه هایی قرار می گیرند که اشاره های صریح و عام داشته اند.

وی یادآور شد: درمیان اشاره های اجمالی قرآن به مسائل طبی و پزشکی می توان به آیه 56 سوره نسا اشاره کرد که خداوند در این آیه به وجود مراکز احساس درد و الم دارد . همچنین در آیه 125 سوره انعام مسئله تنگی نفس در ارتفاعات مطرح شده است.

رستمی درتبیین اشارات استنباطی قرآن به مسائل پزشکی آیات 4 و 8 سوره مریم را مطرح کرد و اظهار داشت: در این آیه خداوند مسائل نازایی و علل آن را مطرح می کند. علل مطرح شده در این آیه پیری، نازابودن، نرمی استخوان در پیری، سفید شدن موی سر هستند.

عضو شورای علمی گروه قرآن و طب پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی اضافه کرد: با درنظر گرفتن اینکه مطرح شدن این مسائل در قرآن در حد اشاره است، اشاره تمام مطلب را بیان نمی کند و فقط بحثی روی مطلب می کند و باید دانشمندان به دنبال بازگویی تمام مطلب بروند.

علیرضا رستمی گفت: خداوند متعال هرآنچه انسان نیاز داشته در قرآن بیان کرده، برخی روشن و صریح است که مردم می فهمند، برخی اشاره ای است که خواص آن را درک می کنند بنابراین اگر دانشمندان علم طب به آیات قرآن وارد شوند و آن را بررسی کنند و اشارات را بگیرند می توانند مسائل نوینی را کشف کنند که جامعه به آن نیاز دارد و به تولید علم بپردازند.

استفاده از زبان رنگها برای سخن گفتن با بیماران

07-object-medadrangi-medad-big.gifتوانایی رنگها در تعیین حالات روحی انسانها می تواند به عنوان ابزاری برای تعیین حالات روحی بیمارانی که ناتوان از سخن گفتن هستند مورد استفاده پزشکان قرار گیرد.تحقیقات جدید نشان می دهد رنگهایی که به صورت روزانه برای تشریح احساسات انسانها به کار گرفته می شوند .

را می توان در مواردی کاربردی تر نیز مورد استفاده قرار داد. این تحقیقات نشان می دهد افراد مبتلا به افسردگی یا اضطراب حالت روحی خود را مشابه رنگ خاکستری دیده و افراد شادتر رنگ زرد را به خود نسبت می دهند. این نتایج می تواند به پزشکان در تعیین حالات روحی کودکان یا بیمارانی که توانایی سخن گفتن ندارند کمک فراوانی کند.

به گفته محققان دانشگاه UH منچستر رنگها معمولا به عنوان استعاره هایی از حالات روحی مورد استفاده قرار می گیرند اما تا کنون کسی به صورت خاص بر روی ارتباط میان رنگها مطالعه نکرده است. برای انجام این مطالعه محققان هشت رنگ قرمز، نارنجی، سبز، بنفش، آبی، زرد، صورتی و قهوه ای را انتخاب کرده و هر یک را به چهار طیف رنگی تقسیم کردند.

سپس محققان رنگهای سفید، سیاه و چهار طیف خاکستری را به 38 گزینه به وجود آمده افزودند و رنگهای به دست آمده را در فرمی چرخ مانند به نمایش گذاشتند. پس از آن 105 جوان سالم، 110 جوان مضطرب و 108 نفر افسرده کمک گرفته و تصویر چرخه رنگی را برای آنها ارسال کردند. از هر یک از افراد خواسته شده بود رنگ مورد علاقه خود را به همراه رنگی که بیشتر به سمت آن کشش دارند را انتخاب کنند.

در نهایت از این افراد خواسته شد رنگهایی که حالات احساسی روزانه آنها را طی چندین ماه گذشته تشریح می کند را انتخاب کنند و در عین حال از گروهی 204 نفره از افراد سالم خواسته شد تا رنگها را در گروه های مثبت، منفی و طبیعی دسته بندی کنند.

نتایج نشان داد که رنگ آبی و زرد در میان افراد سالم، مضطرب و افسرده در درجه محبوبیت یکسانی قرار دارند. رنگ آبی که شماره آن در چرخه رنگی 28 است محبوب ترین رنگ در میان افراد سالم و رنگ آبی 27 که تیره تر از 28 است در میان افراد مضطرب و افسرده از محبوبیت برخوردار بوده است.

در عین حال 39 درصد از افراد سالم حالت روحی خود را به هیچ رنگی نسبت ندادند و در میان بقیه، رنگ زرد 14 رنگ محبوب 20 درصد از رای دهندگان گروه سالم بود. 30 درصد از افراد مبتلا به اضطراب و نیمی از افسرده ها طیفی از خاکستری را انتخاب کردند، این در حالی است که تنها 10 درصد از افراد سالم یکی از طیفهای خاکستری را برای بیان حالات روحی خود برگزیدند.

بر اساس گزارش لایو ساینس، از دیگر نتایج این تحقیقات ارتباط غلظت رنگ با ارتباط دادن آن به یکی از حالات روحی است زیرا برای داوطلبان مبتلا به افسردگی رنگهای تیره تر بیشتر مورد توجه قرار می گرفت.  

گردآوری : پایگاه اینترنتی پرشین وی

مديريت پروژه، نانو تکنولوژي، اخلاق

اندازه جرم مواد در محدوده علم نانو به اندازه يک ميليارديم (9-10) متر است. در اين اندازه، اثر قوه جاذبه بر روي اجرام ناچيز بوده، در عوض اصطکاک سطح افزايش مي يابد. با استفاده از تکنولوژي نانو مي توان به موادي دست يافت که به لحاظ استحکام و انعطاف، باورنکردني باشند. مهم اين است که بتوان جرم را در اين اندازه توليد نمود و سپس محيطي را فراهم نمود که با يکي از متدولوژي هاي متداول بتوان آنها را به هم پيوند زد.

اين مفهوم کوچک سازي اجرام، البته در اندازه هاي بسيار کوچک، همان مطلبي است که مي تواند در تدوين متدولوژي هاي مؤثر مديريت پروژه در ايران کارآيي داشته باشد. اگر بتوان کارهاي پروژه را به اندازه هاي کوچک تقسيم کرد، خيلي کوچک، حالا اگر به اندازه نانو نباشند حداقل سايز مايکرو داشته باشند، چه اتفاقي مي افتد؟ اگر کارها کوچک شده باشند تأثير "قدرت جاذبه" بر روي آنها کمتر خواهد شد. اما قدرت جاذبه در اين محيط چيست؟ به نظر من قدرت جاذبه در محدوده مديريت پروژه همان "تخصص" است. يعني اگر کارها را به اندازه هاي کوچکتري تقسيم کنيم براي اجراي آنها به تخصص کمتري نياز خواهيم داشت. اين موضوع چندان پيچيده نيست! وقتي که کار تجزيه گشته و به اندازه کوچکتري در مي آيد، از پيچيدگي آن کاسته و ساده تر خواهد شد. کار ساده تر را با تخصص کمتر نيز مي توان انجام داد. اين عمل با مفهوم نانو کاملاً مطابقت دارد. از طرف ديگر به علت اينکه کارها ساده تر شده اند، و به تبع آن تعداد آنها نيز بيشتر گشته، لذا اصطکاک بين کارها بيشتر خواهد شد. درست مانند همان پديده اي که در نانو انتظار آن مي رود. تبلور اصطکاک سطحي در محدوده مديريت پروژه "ساختار سازماني" پرو ژه است. پس با تجزيه کارها به اندازه هاي کوچکتر مي توان نياز به تخصص را کاهش داد، و اين خود کمک بسيار بزرگي براي اجراي پروژه هايي است که به متخصصين با تجربه زيادي نياز دارد، و براي مديريت اصطکاک ناشي از افزايش کارها بايد ساختار سازماني مناسب را طراحي کرد.
بسيار خب، اينک که مفاهيم نانو را در طراحي متدولوژي مديريت پروژه مطرح کرده و قرينه هاي آنها را ترسيم کرديم به الزامات اجرايي نيز توجه مي کنيم. آنچه از اجرايي کردن مفاهيم فوق به دست مي آيد احتياج کمتر به تخصص و در نتيجه جبران ريسک هاي متناظر با آن مي باشد. اما لازمه موفقيت، طراحي سازمان مناسب خواهد بود. سازماني که به علت حضور تعداد زيادي از کارشناسان کم تجربه، از ضعف ثبات سازماني رنج خواهد برد. بسياري از کارشناسان جوان در مصاف با پروژه ها به اصطلاح "کم" مي آورند. از دوري خانواده گرفته تا انتظاراتي که تأمين کننده نظريه "يک شبه ره صد ساله رفتن" باشد. چگونه اين اصطکاک سطحي را مديريت خواهيم کرد؟ کليد موفقيت سازمان پروژه در همين موضوع نهفته است. در چنين شرايطي که از يک طرف کشور از کمبود متخصصين باتجربه رنج مي برد، و از طرف ديگر با جواناني سر و کار دارد که بايد تحت نظر مراقبت هاي "ويژه" قرار گيرند، چگونه مي توان سازماني مؤثر و کارآ را با همين نيروها تدارک ديد؟ پاسخ اين سؤال جاري نمودن فرهنگ مناسب توسط مديران ارشد سازمان هاي پروژه اي است. فرهنگي که اخلاق را در رأس توجهات خود قرار دهد، و مديراني که به آن فرهنگ عمل نمايند. باز هم برمي گرديم به موضوع اساسي ايجاد صلابت سازماني؛ اخلاق. مي خواهم از نانو شروع کنم و يا از هر نقطه ديگر ولي لاجرم تضمين اجراي مناسب تمامي تئوري هايي که در زمينه مديريت سازماني مي دانم، بر مي گردد به اخلاق. اينک شما قضاوت کنيد، در مجموعه دروس مديريت پروژه، در دانشگاه هاي معظم دنيا، و يا دانشگاه هاي خودمان، که اينک بعضي از آنها به عنوان بهترين دانشگاه هاي مهندسي دنيا شناخته مي شوند، کدام يک به اخلاق در پروژه توجه مي کنند؟ خودتان را خسته نکنيد، صفر! ما در طي سال ها کار کردن در ايران مسائل مديريت پروژه را شناسايي کرده ايم، در همين مدت نيز در محيط پروژه ها کار کرده ايم، و اينک به شما خوانندگان محترم مي گوييم که تجربه ما مي گويد که از بي اخلاقي، بد اخلاقي، کج اخلاقي رنج مي بريم و به دليل نبود و يا رقيق بودن مباني اخلاقي در پروژه ها سازمان هاي محکم و مؤثر پروژه اي نيز نداريم. مسئله را مي دانيم، راه حل را نيز مي بينيم، اما نميدانم چه بلاهتي است که همچنان بر تکنيک هاي "سيب زميني" تأکيد داريم. تنها چيزي که مي تواند اين روحيه را توجيه نمايد بي علاقگي به پيشرفت کشور است. رمز موفقيت در اجراي موفق مفاهيم نانو در متدولوژي هاي مديريت پروژه، استقرار مباني و فرهنگ اخلاقي سازماني است. 

تحلیل مسائل اخلاقی نانوزیست فناوری
 

در زمینه‌های اخلاق نانوزیست فناوری، مباحث علوم اجتماعی و فلسفه بر 5 محور: ارتقای توانمند ‌های انسان؛ زیست شناسی مصنوعی؛ نانوپزشکی؛ مواد غذایی و کشاورزی و آزمایش حیوانات تمرکز دارد.

این محورها در بحث های سیاست گذاری فناوری نانو در زمینه های سلامت، پزشکی، زیست فناوری و محصولات غذایی مبتنی بر فناوری نانو، مطرح است.

اتحادیه اروپا در چارچوب پروژه ObservatoryNano، دو حوزه ارتقای توانمندی های انسان و زیست شناسی مصنوعی را تجزیه و تحلیل کرده و در قالب گزارشی آن را منتشر نموده است.

بر اساس این گزارش، در حال حاضر مفاهیم ارتقای توانمندی های انسان و زیست شناسی مصنوعی، بیشتر مورد توجه سیاست گذاران، ذینفعان، فلاسفه و دانشمندان علوم اجتماعی قرار گرفته است. برخی از روندهای کنونی فناوری نانو در حوزه های سلامت، پزشکی و زیست فناوری دارای الزاماتی برای ارتقای توانمندی های انسان و زیست شناسی مصنوعی هستند.


یکی از اهداف گزارش اخیر، مشارکت در توسعه ی اجتماعی بهتر فناوری نانو و کاربردهای آن است. ارتقای توانمندی های انسان و  زیست شناسی مصنوعی هم دارای پتانسیل کاربرد نظامی و هم کاربرد غیرنظامی هستند. کاربردهای غیرنظامی این دو حوزه بسیار گسترده تر از حوزه نظامی بوده و شامل حوزه های ورزشی و آرایشی-بهداشتی است. در زمینه ارتقای توانمندی های انسان در ورزش، اتحادیه اروپا به دنبال پایش این توسعه ها و مدیریت آنها است.

برخی از کاربردهای فناوری نانو در زمینه ارتقای توانمندی های انسان شامل: پزشکی پیشگیرانه و پزشکی ترمیمی هستند. بحث های اخلاقی و فلسفه ای فعلی این حوزه نیز شامل: ریسک ها، الزامات خود ادارکی انسان و مفاهیمی مانند سلامت و ناتوانی، بی‌ دالتی های اجتماعی، پیچیدگی های اجتماعی و انحطاط هنجارها و ارزش های اجتماعی است.

همچنین مهمترین مباحث فعلی زیست شناسی ترکیبی به فناوری نانو مربوط نمی شود. برخی از روندهای نانوزیست فناوری ممکن است توسط مقیاس های سیاست گذاری گروه اخلاق اتحادیه اروپا، تحت تاثیر قرار گیرد. البته ایمنی کارگران در آزمایشگاه های تحقیقاتی چندرشته ای و دانشمندان آماتور نیازمند توجه دائمی است.

نانوپزشکی یکی از حوزه های کلیدی فناوری نانو بوده که مسائل اجتماعی و اخلاقی بسیاری در رابطه با آن مطرح است. حداقل در اروپا، سه حوزه نانوداروسازی، تشخیص و پزشکی ترمیمی،  دارای اولویت بالا برای سرمایه گذاری خصوصی و دولتی است. علوم نانوی اعصاب نیز در آینده ای نزدیک چهارمین اولویت تحقیقاتی در اروپا خواهد شد.

فناوری نانو در مواد غذایی، یک حوزه مجزا است. طبق نظر بسیاری از کارشناسان، فناوری نانو پتانسیل بالایی در زمینه ایمنی و امنیت مواد غذایی، استفاده پایدار از منابع و به‌ زیستی حیوانات دارد. نگرانی های ذیفعان مختلف در این حوزه شامل حق انتخاب مشتریان و شفافیت مربوط به محصولات و فرایندهای مربوط به فناوری نانو در بخش مواد غذایی است. همچنین نگرانی سازمان های مردم نهاد در این زمینه شامل فقدان قوانین ایمنی خاص فناوری نانو و عدم مشارکت عمومی در فرایند تصمیم‌گیری این حوزه ها است.


 منابع:شرکت مشاوره و مهندسي انديشه وران

http://www.observatorynano.eu/project/catalogue/4NB